یادداشت سامان
1403/9/30
این صدا را پیش از این شنیدهام. همین کلمات، همینجا، همین طور با همین لحن هوس انگیز معصوم، صاف، بی هیچ خش و رگهای، زنترین صدای عالم است و هیچ زنی ندارد این همه زلالی را .. و مثل آن چشمها که بارها انگار دیده باشمشان، آشناست و مثل آن دو خط چین کنار لبها که از خندههای فراموش شده ماندهاند... شاید شهریار مندنی پور تنها نویسندهایست که هر چه اثر سخت خوانی ازش میخونم، نه تنها زده نمیشم که بیشتر به سمتش کشیده میشم..چرا؟ خودمم نمیدونم. مندنی پور وقتی از عشق میگه قلمش لطیف ترین و وقتی از جنگ و زشتی هاش میگه قلمش خشن ترین میشه...داستان کوتاه هایی که خوندنشون سخت ولی نثر مندنی پور این سختی رو واسم شیرین میکنه...نمیفهمم گاهی چی نوشته ولی لذت میبرم..چرا؟ خودمم نمیدونم.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.