یادداشت _
1404/5/27
اگه بخوام توصیفش کنم میگم واقعا زیبا بود، زیبا و دردناک! من با خوندن نغمهٔ آشیل متوجه شدم به ژانر اساطیری علاقه دارم. روند داستان به هیچوجه کند نبود، حتی به نظرم بعضی قسمتها نیاز به جزئیات بیشتری داشت؛ در واقع بین 3.5 یا 4 ستاره مونده بودم و همین موضوع باعث شد بهش 3.5 بدم. این به این معنا نیست که دوسش نداشتم یا باهاش ارتباط نگرفتم؛ اتفاقاً طوری باهاش ارتباط گرفتم که موقع خوندنش متوجه گذر زمان نمیشدم؛ البته نثر روون داستان هم روی این موضوع تاثیر داشت. شخصیتپردازی، توصیفها و دیالوگها واقعا خوب بود! من خیلی شخصیت پاتروکلوس رو دوست داشتم و رابطهٔ آشیل و پاتروکلوس رو حتی بیشتر! حرفهاشون، کارهاشون، بحثهاشون، شادیشون، عشقشون، همه و همه برام شیرین و دوستداشتنی بود و علاقهای که نسبت به هم داشتن از روی تمام اینها واضح و ملموس بود. نمیدونید چقدر توصیفهای پاتروکلوس از آشیل و اینکه باعث شد آشیل تا ابد جاودانه بمونه، برام ملیح و غمانگیز بود! دربارهٔ حسآمیزی باید بگم که من با این داستان اشک نریختم، ولی غمشو حس کردم. در پایان، شاید این کتاب رو بیشتر از یکبار نخونید، ولی تا مدتها خاطرات این دو عزیز تو ذهنتون میمونه و تکریر میشه.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.