یادداشت Asal

Asal

Asal

1403/11/21

        تمام لحظاتی که با آیدین همراه می‌شدم یاد این جمله از کتاب ماهی سیاه کوچولو می‌افتادم: 《درد من حصار بركه نيست! درد من زيستن با ماهيانی است
كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است...》
شاید هم تاوان زیاد فهمیدن و زیاد روشن بودن در فضایی که افکار عموم به شدت تاریک و ترسناکه، جنون باشه... همون جنونی که آیدین می‌گفت: 《توی سرم بازار مسگر هاست...》
این کتاب به زعم من فقط یه رمان نیست بلکه رنج‌نامه تصویریِ بی‌نقصیه که عباس معروفی به زیباترین و حرفه‌ای ترین حالت ممکن رقم زده‌..‌‌.
پ ن: عموما از رنج خوندن و با رنج همراه شدن با شادمانی و شعف همراه نیست اما این رمان یه شورِ پنهانی داره... انگار به خواننده القا می‌کنه زیاد فهمیدن همونقدر که سخته همونقدر هم می‌تونه از تو آدم بهتری بسازه و همین باعث میشه سیاهیِ زیادِ داستان، خواننده رو فرسوده نکنه...
      
179

28

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.