یادداشت Elias
1404/4/1
نام کتاب: آن ( IT ) نویسنده: استیون کینگ مترجمان: D.M و R.A.B تعداد صفحات: ۷۶۴ ( بخش اول ) ژانر: وحشت ترجمه آزاد خلاصه داستان: پاییزی که جورجی به قتل رسید شروع همه چیز بود... در سال ۱۳۵۷ در پی گمشدن بچههایی در شهر دری هفت بچه به دنبال علت با موجود ماورایی رو به رو شدن. دلقکی به اسم پنی وایز که ... بررسی: دیگه احتمالا فیلم ایت رو دیدید یا حداقل اسمش رو شنیدید، دلقک معروفی که از ترس و گوشت بچهها تغذیه میکنه، باید بدونید که چیزی که دیدید حتی قطرهایی هم از شاهکار کنیگ نبوده. روایت کتاب از زبان سوم شخص و غیر خطی از اینده به گذشته و از گذشته به اینده شروع میشه. داستان ادمهایی که فراموش کردن اما در پس ذهنشون تاثیر گذشته ترسناکشون رو داخل انتخابات و سبک زندگیه حالشون میبینن و دائم تو این فکرن که چی سرجاش نیست ؟ همه چیز از یک تماس شروع میشه، تماسی که مجبورشون میکنه از عمق ذهنشون ماجرای تابستان ۲۷ سال پیش رو بکشن بیرون، زمانی که باشگاه بازندهها مقابل پنی وایز ایستاد. طبق معمول شخصیت پردازی کینگ عالیه بیل، پسری که بعد از، از دست دادن برادرش توجه پدر و مادرشو از دست میده، پسری که در پی انتقام دردی که کشتن برادرش به جای گذاشته و حس جلوگیری از کشته شدن بقیه بچهها. ریچی، دهن لق که شاید پس هر مسخره بازی که در میاورد میخواست دردی رو کنار بزنه. پسری که تر واقعیت خودش به عنوان راز استفاده کرد و پسری که پشت بیل کبیر موند. بِورلی، دختری که عادت کرد به کتک خوردن به زورگویی مردانه و خشمی که در کنار بچهها ازاد شد برعلیه موجودی شرور. بن، بچه چاقه با پستونای اویزون که سالها عشقی رو تو دل خودش نگه داشت. پسری که چون دوستی داشت به کتابخوندن روی اورد تا در کنار بازندهها روی اصلی خودش رو کشف کنه استن پسری که اروم بود مثل کسی که همه چیزو میدونه پسری که وسط اون جمع شاید اسیب پذیر ترین بود. اد ،بچه بیماری که حتی همسرشم مثل مادرش بود. کسی که دائم بهش گفته میشد تو ضعیفی و سریع مریض میشی تو نمیتونی زیاد کاری کنی و اد در کنار بازندهها فهمید که هیچی اونجوری نیست. و مایک، حلال معما، کسی که سالها تحقیق کرد تا پشت ماجرای شهری که با خون نفرین شده رو پیدا کنه. کسی که همه رو جمع کرد تا در نبرد نهایی این شرارتی که به دلقک تبدیل شده بود رو نابود کنه. کینگ در پس این شخصیت پردازیها شهری خیالی رو با جزییات درون ذهن خواننده زنده میکنه؛ دری با اون تاریخ خونینش. توی هوای تابستانی، با بچههای بازنده درون این شهر نفرینی، سد میسازیم و توی ابراههای کنار بخش بایر تفنگ بازی میکنی یا با دوچرخه چنان با سرعت حرکت میکنیم تا قبل از اینکه ادی بمیره، همراه ریچی و بورلی و بن به سینما میریم و با هنری باورز عوضی و دوستان مقابله میکنیم. تمام این حسها رو از اعماق وجودتون در حین خوندن کتاب حس میکنید. معصومیت بچگی، شرارتی که بچهها در گیرشن، تاثیرش در اینده حتی اگر یادت نیاد و... چیزایی بود که کینگ به ظریف ترین و استادانهترین شکل ممکن داخل کتاب جای داد. ایت روایت مقابلهی انسانهاست در برابر ظلم، ترس و پلیدی. جای گفتن خیلی چیزها هست که میره برای ادامهی ریویو وقتی که کتاب رو کامل خوندم و مفصل تر میگم راجعبهش.
(0/1000)
Elias
1404/4/20
0