یادداشت مکتوب
1402/5/29
سلام داستان درمورد پروندهی هری کبر ۶۷ سالهس که حدود ۳۰ سال قبل رابطهی عاشقانهای با دختری ۱۵ ساله برقرار میکنه و همون ایام دخترک گم میشه و بعد از ۳۰ سال جسدش رو توی حیاط هری کبر پیدا میکنند و شخصیت اصلی داستان، مارکوس گلدمن بعنوان یک نویسنده شروع میکنه به تحقیق و سعی در اثبات بیگناهی هری کبر داره و... من توی مشخصات کتاب اسم ویراستار ندیدم ولی یکی از بزرگترین ضربههایی که کتاب خورده بود از نبود ویراستار بود. و این خیلی زیاد توی ذوق من خواننده میزد. مثلا "نظمِ" رو "نظمه" نوشته بودند و خیلی از این دست مشکلات. مورد بعدی متاسفانه ترجمهس. ترجمه هم خیلی خوب نبود. یک نظری درمورد کتاب بود که میگفت کتاب ۶۰۰ صفحهای رو میشد توی ۱۰۰ صفحه خلاصه کرد از این جهت که نویسندا به خیلی موارد زیادی اشاره کرده بود که به پیشبرد داستان کمک نمیکردند و من خواننده از زیادی این موارد گاهی خسته میشدم. از نظر قلم نویسنده و ترجمه من حقیقتا نمرهی خوبی نمیتونم به این کتاب بدم. درمورد داستان هم من رو تا انتها کشوند هرچند گاهی میخواستم ولش کنم. رفتار شخصیتهای داستان با وجود اینکه اکثریت بالای ۳۰ سال داشتند برای من کمی غیر منطقی بود و نتونستم درکشون کنم. داستان غافلگیریهای خودش رو داشت و تا انتها میتونه شما رو شگفتزده بکنه. و میتونه سرگرمتون بکنه ولی چیز فاخری بهتون نمیده.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.