یادداشت سارا
1404/5/26
کتاب نگاه در سکوت ، نوشتهی کریشنا مورتی کتابی که یجوری دستکاری روانیم کرده هر چی بگم احساس میکنم برداشت غیرحقیقی خودمه و اصل ماجرا ادا نمیشه. یکمی با خود نویسنده مشکل داشتم. اینکه با اطمینان کامل حرف میزد اذیتم میکرد و باعث میشد فکر کنم حرفاش درست نیست. و یک مشکل دیگه اش هم این بود که بیش از حد توصیح دادن رو کش میداد. شاید کل این کتاب ۳۰۰ صفحه ای رو میتونست تو پنجاه صفحه بنویسه. خلاصهی کتاب اینطوره که میخواد نسبت به افکار و عقاید و احساساتی که هر روز داریم آگاه شیم و بدونیم منشا تضادها و مشکلات روزمرهمون کجاست و واقعا خوشحالم که تونست این کار رو بکنه.(هر چند در همین لفظ خوشحال بودن هم قضاوتی نهفته است که از واقعیت جداش میکنه ولی بگذریم.) یکی از مهم ترین چیزی هایی که ازش یاد گرفتم آگاهی دربارهی تصویرسازی ذهنیه و اینکه در ارتباط با دیگران در واقع با تصویری که از اون اشخاص تو ذهنمون ساختیم ارتباط داریم نه خود اون اشخاص... جدا از محتوا ، خود کتاب وسطا کمی حوصله سربر و اذیت کننده میشه و چون رمان نیست که کشش داشته باشه و نویسنده هم یک حالت خودپیامبر انگارانه ای داره(هر چند همش اصرار میکنه اینطور نیست.) خیلی سخت بود ادامه دادنش ولی خوشحالم که تمومش کردم چون دو فصل پایانی کتاب بین تمام مقدمه چینی های چهار فصل اول ارتباط برقرار میکنه و ذهن روشن میشه که خیلی تجربهی ناب و قشنگیه. اواخر کتاب یکمی هم دربارهی مفهوم عشق صحبت میکنه ولی متاسفانه رهاش میکنه . دوست داشتم بیشتر در این باره ذهنم روشن شه. راستی نویسنده هندی هست که با عرفای آسیایی هم آشنایی کامل داره و مترجم مخصوصا بعضی جاها به یک سری از اشعار مولانا اشاره میکنه که من خیلی دوستشون داشتم. دور میبینی سراب و میدوی / عاشق آن بینش خود میشوی بهرحال این هم بینش و تصویر سازی من دربارهی این کتاب بود. خوندنش رو توصیه میکنم.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.