یادداشت رها فتح الله پور

        در خلاصه داستان، جلال و دایی‌اش در خانه‌ای قدیمی در نزدیکی یک غسالخانه زندگی می‌کنند. افشین که کنجکاو شده به خانه آنها سرک می‌کشد و با شنیدن صدایی عجیب از رازی که در خانه وجود دارد باخبر می‌شود. جلال نیز در نهایت تصمیم می‌گیرد راز خانه‌شان را که یک دروازه به جنگل شباهت دارد، با افشین در میان بگذارد و اینگونه سفر ماجراجویانه آنها آغاز می‌شود طبق ایران کتاب.
      
29

1

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.