یادداشت Armaghan
22 ساعت پیش
"شازده احتجاب" کتابی که منو مجبور میکرد فکر کنم، مثل پازلی بود که با اندیشیدن تکمیل میشد؛ با کنار هم گذاشتن و وصل کردنِ تکههای گمشده. گره خوردن واقعیت و خیال، وهم و بیداری، این معلق بودن بین بود و نبودها را به من نشان میداد. مستندی که راجع به زندگی آقای گلشیری دیدم و تعریفشان از اینکه چگونه باعث شد به فکر نوشتن این کتاب بیفتند، من را ترغیب به خریدن این کتاب کرد و چه خرسند خریدی! این رمان، آینهای از زوال و فناست؛ پایان یک دوره از تاریخ. شازده احتجاب سمبل زوال اشرافیت قاجاریه است و تنها آدم قصهی ما نیست. زنهای داستان پر از گره، رمز و راز هستند و چقدر زن بودن در دورههای دور را به ما نشان میدهد؛ که زن چقدر جسم بوده، چقدر نبوده و چقدر خاموش بوده. این داستان برای مخاطب تازهکار پیشنهاد نمیشود. پیچیدگی و گرههای داستان را باید بلد باشی تا بخوانی و بفهمی. و برای من، شازده احتجاب یادآور تاریخیست پر از صداهای خاموش.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.