"شازده احتجاب"
کتابی که منو مجبور میکرد فکر کنم، مثل پازلی بود که با اندیشیدن تکمیل میشد؛ با کنار هم گذاشتن و وصل کردنِ تکههای گمشده. گره خوردن واقعیت و خیال، وهم و بیداری، این معلق بودن بین بود و نبودها را به من نشان میداد.
مستندی که راجع به زندگی آقای گلشیری دیدم و تعریفشان از اینکه چگونه باعث شد به فکر نوشتن این کتاب بیفتند، من را ترغیب به خریدن این کتاب کرد و چه خرسند خریدی!
این رمان، آینهای از زوال و فناست؛ پایان یک دوره از تاریخ. شازده احتجاب سمبل زوال اشرافیت قاجاریه است و تنها آدم قصهی ما نیست.
زنهای داستان پر از گره، رمز و راز هستند و چقدر زن بودن در دورههای دور را به ما نشان میدهد؛ که زن چقدر جسم بوده، چقدر نبوده و چقدر خاموش بوده.
این داستان برای مخاطب تازهکار پیشنهاد نمیشود. پیچیدگی و گرههای داستان را باید بلد باشی تا بخوانی و بفهمی.
و برای من، شازده احتجاب یادآور تاریخیست پر از صداهای خاموش.