یادداشت سعید بیگی

        در این کتاب با همان داستان نمایش‌نامۀ «مرغ دریایی» چخوف روبروییم که باریس آکونین آن را بازنویسی و بازآفرینی کرده است. این نمایش‌نامه هم زیبا و خواندنی است و نثر خوبی هم دارد.

اما نکته اینجا است که نقطۀ پایان نمایش‌نامۀ چخوف بزرگ، نقطۀ آغاز نمایش‌نامۀ آکونین است. یعنی چخوف با خودکشی تِرِپلِف ـ همان تریپلیوف در نمایش‌نامۀ آکونین ـ نمایش را به اتمام می‌رساند و آکونین با ورود نینا به اتاق تریپلیوف و گفتگوی آنها و سپس رفتن نینا و خودکشی تریپلیوف، نمایش را آغاز می‌کند.

در ادامه دورن ـ همان دکتر ـ پیشنهاد می‌کند که پیش از آمدن پلیس، ماجرا برای حاضران حل شود و قاتل مشخص شود تا همه گرفتار بازپرسی پلیس و دردسرها و مشکلات آن نشوند.

حاضران یعنی: آرکادینا مادر تریپلیوف، تریگورین ناپدریش، سورین دایی تریپلیوف، شامرایف مباشر، پالینا همسر شامرایف، ماشا دختر شامرایف، مدودنکو داماد شامرایف و همسر ماشا به همراه خودِ دکتر دورن؛ می‌پذیرند و دکتر به عنوان بازپرس شروع به بازجویی هر یک از افراد می‌کند.

البته در این میان نینا هم در یکی از بازجویی‌ها حاضر است، چون آمده تا شالش را با خود ببرد که دستش پیش دکتر رو می‌شود.

در پایان 8 بدل، که در هر یک از آنها یک یا دو نفر بازجویی شده و به قتل تریپلیوف اقرار می‌کنند؛ با پرسش‌های تریگورین، خودِ دکتر هم اعتراف می‌کند که قاتل است و نمایش به پایان می‌رسد.

در داستان نمایش چخوف دیدیم که آدم‌های حاضر در داستان، آدم‌هایی معمولی با تمام ویژگی‌های خوب و بد و سرگشتگی‌های خودشان، به زندگی مشغولند و در پی بهتر کردن آن از راه‌هایی که خود بلدند، سخت تلاش می‌کنند.

اما در داستان نمایش آکونین می‌بینیم که هر یک از این افراد، با کمک قلم نویسنده، قدری بیش از اندازه از قالب و جای خود درآمده‌اند و تا جایی برای نیل به مقصودشان پیش می‌روند که حاضر به گرفتن جان آن دیگری می‌شوند که تصور می کنند، مزاحم زندگی دلخواه‌شان شده و منافع یا آسایش و آرامش آنان را به نوعی به خطر انداخته است.

یعنی هر یک از افراد حاضر در نمایش که همه از نزدیکان و عضو خانواده یا دوستان تریپلیوف هستند، به صورت بالقوه می‌توانند قاتل او باشند، حتی مادر و دایی و معشوقه‌اش!

در این نمایش آکونین، فرضیه‌هایی را برای هر یک از حاضران در نمایش‌نامه در نظر می‌گیرد و از جانب آنان پاسخ‌های جالبی می‌دهد تا انگیزه‌ای برای قتل در گفتار و رفتارشان بیابد.

نمی‌دانم چرا از نمایش چخوف بسیار بیشتر خوشم آمد و با اینکه این نمایش هم حرف‌های جالب و تازه‌ای را مطرح می‌کرد و از آن لذت بردم؛ اما به اندازۀ داستان اصلی برای من جذابیت نداشت.
      
90

15

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.