یادداشت منتظرت میمانم روی همان نیمکت چوبی پاییز🍁🖤

        خب، راستش رو بخوای، بعد از خوندن جلد اول «می‌خواهم بمیرم اما دوست دارم دوکبوکی بخورم»، یه جورایی انتظار بیشتری از جلد دوم داشتم. 😕 نمی‌گم کتاب بدیه، اما خب، یه جاهایی حس کردم داره حرفای تکراری می‌زنه. ♻️
بازم بک سهی داره از مشکلات روحی و روانیش می‌گه، از افسردگی و اضطراب و این چیزا. 😔 باشه، قبول، مهمه که درباره‌ی این مسائل حرف بزنیم، ولی خب، بعضی وقتا حس می‌کردم داره یه چیزایی رو هی تکرار می‌کنه و یه کم خسته‌کننده شده. 😴
از طرفی، بازم از لحظه‌های کوچیک و دوست‌داشتنی زندگی می‌گه، از خوردن دوکبوکی، از وقت گذروندن با دوستا، از فیلم دیدن. 🍜🎬 اینا قشنگن، ولی خب، یه کم زیادی دارن تکراری می‌شن. 🤷‍♀️
یه چیزی که یه کم اذیتم کرد این بود که حس کردم نویسنده یه کم داره زیادی به خودش سخت می‌گیره. 🤔 انگار انتظار داره همیشه بهترین نسخه از خودش باشه، و وقتی نمی‌تونه، خیلی ناراحت می‌شه. 😔 آخه آدمیزاده دیگه، مگه میشه همیشه عالی بود؟ 🙄
ولی خب، با این حال، کتاب یه چیزایی هم داره که ارزش خوندن داره. ✨ مثلاً اینکه خیلی روراست و صادقانه حرف می‌زنه، و این باعث می‌شه حس کنی داری با یه دوست صمیمی حرف می‌زنی. 🫂 یا اینکه یه جاهایی یه امید کوچیکی بهت می‌ده، و یادآوری می‌کنه که زندگی هنوز هم می‌تونه قشنگ باشه. 🥰
در کل، «می‌خواهم بمیرم اما دوست دارم دوکبوکی بخورم 2» یه کتاب متوسطه. 😐 نه خیلی خوبه، نه خیلی بد. اگه جلد اول رو دوست داشتی، ممکنه از اینم خوشت بیاد، ولی اگه دنبال یه چیز خیلی جدید و متفاوت هستی، شاید بهتر باشه یه کتاب دیگه رو انتخاب کنی. 📚
      
29

11

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.