یادداشت ناصر حافظی مطلق
2 روز پیش
رنجهاي وِرتر جوان ۱) "رنجهاي وِرتر جوان" (The Sorrows of Young Werther) كتابي است كه "یوهان ولفگانگ فون گوته" (Johann Wolfgang von Goethe) در سال 1774 ميلادي و در بیستوپنجسالگی نگاشت. كتاب در ابتدا با مخالفت گسترده روحانيون مواجه شد چون آن را مروج خودكشي ميدانستند، اما بهتدريج بهعنوان يكي از شاهكارهاي مكتب رُمانتيسيسم شهرت جهاني پيدا كرد تا جايي كه "ناپلئون بناپارت" (Napoléon Bonaparte) در ملاقات شخصي با "گوته" معترف شد كه ترجمۀ فرانسوي اين كتاب را حداقل هفت بار خوانده است. آوازۀ "گوته" با نگارش اين داستان در سراسر اروپا و جهان پيچيد. اين كتاب در سال ۱۳۸۶ توسط "محمود حدادي" ترجمهشده و در نشر "ماهي" به چاپ رسيده است و البته ترجمههاي دیگری هم از آن موجود است. ترجمۀ "محمود حدادي" مقالهاي از "توماس مان" (Thomas Mann) در مورد داستان "رنجهاي وِرتر جوان" را نيز به همراه دارد. ۲) مكتب "رُمانتيسيسم" (Romanticism) ادبي كه در انتهاي سدۀ هجدهم و اوایل سدۀ نوزدهم ميلادي در اوج بود، بر احساسات فردگرايانه و ستايش طبيعت و گذشته تأكيد داشت. ظهور اين مكتب حاصل واكنشي انتقادي به عقلگرايي و علمجويي محض عصر روشنگري و انقلاب صنعتي بود و شهود و احساس را در جايگاهي والاتر از علم و تفسير عقلاني جهان قرار ميداد. "گوته" واژۀ "رُمانتيك" را در برابر واژۀ "کلاسیک "به کار میبرد. از منظر او "رمانتیک" هر چیزی بود که بیمار است و "کلاسیک" در برابر آن سالم است. رويكرد "رُمانتيك" به ادبيات محدود نماند و در هنر و موسيقي و سياست هم جلوه كرد. اگرچه مكاتب ادبي و هنري بعدي به نقد مكتب رُمانتيك پرداختند، اما اثر آن و بهويژه تصويرسازي آن از عشق و احساسات هنوز هم رويكردی غالب در ذهنيت بسياري از انسانهاي سراسر جهان دارد و اين تصويرسازي ايدهآلگرايانه ضمن زيبايي مسحوركنندهاش مسبب خطاهاي شناختي بسياري شده است. ۳) عنوان "اثر وِرتر" (Werther Effect) يا "خودكشي تقليدي" (Copycat Suicide) كه در سال 1974 توسط "ديويد فيليپس" (David Phillips) ابداع شد، اشاره به نوعي از خودكشي دارد كه به تقليد از خودكشي ديگران انجام ميشود. اين اثر اولين بار در ميان نوجوانان و جواناني مشاهده شد كه رُمان "رنجهاي وِرتر جوان" را خوانده بودند و به تقليد از "وِرتر" كه در اثر شنيدن پاسخ رد از معشوقهاش خودكشي كرد، دست به خودكشي زدند. علت ممنوعيت اوليه كتاب هم همين پديده بود. ۴) "رنجهاي وِرتر جوان" شايد مهمترين نمونۀ ادبي بود كه سبب شد فيلسوف آلماني، "آرتور شوپنهاور" (Arthur Schopenhauer)، كه با "گوته" هم نشستوبرخاست داشت، بخشي از كتاب اصلي خود يعني "جهان همچون اراده و تصور" (The World as Will and Representation) را به مقولۀ "متافيزيك عشق" (The Metaphysics of Love) اختصاص دهد. او به دنبال تبييني فلسفي از عشق بود و اساس تبيينش بعدها توسط روانشناسان تكاملي موردتأیید قرار گرفت. از ديد "شوپنهاور" عشق فريبي است كه "ارادۀ معطوف به حيات" (The will to live) براي بقاي گونه به ما تحميل ميكند و اين فريبِ طبيعت خود را به شكل تصور خطاي تحققِ سعادتی شخصي، در اثر وصال معشوقهاي كه ذهن عاشق او را نهايت كمال و زيبايي ميپندارد، مينماياند.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.