یادداشت رها فتح الله پور
1404/5/20
شاید مهمترین کارکرد ادبیات و خصوصاً شعر، یافتن همدلی در میان کلمات است. گاه شعری میخوانیم که حال و روزمان را بهتر از خودمان توصیف میکند. انگار شاعر با بینش عمیق و هنر والای خود، درکی را که از آن احساس داشته است، به کلمات تبدیل کرده. کلمات، ابزار کار ذهن ما هستند و بهواسطهی آن کلمات، تازه میتوانیم بفهمیم حالمان چطور است. همین است که شعر را با آن واژگان درهمریخته که شاید در نگاه اول، حتی به نظر بیمعنی بیایند، این چنین ارزشمند میکند. حال تصور کنید، شعر برای نوجوانان چه تأثیر ژرفی دارد. نوجوانان که تازه به دنیای بزرگسالی قدم گذاشتهاند، در حال فهمیدن خود، احساسات و افکارشان بهعنوان انسانی کامل هستند و به همین دلیل است که گاه بسیار آشفته به نظر میرسند. کتابهای شعری مانند باران در خودم میبارد، اثر حسین تولائی، میتواند این آشفتگی را برای دقایقی بهبود بخشد، دست نوجوانان را بگیرد و کمکشان کند، روح خود و احساسات نابشان را بهتر لمس کنند.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.