یادداشت فاطمه مجاب
1401/2/4
«آنت آهی کشید؛ میدانست که دیگر دنبال کردن بحث بیفایده است. فکر کرد: کاش آرمان کمی ضد اخلاق بود، کاش تنها هدفش در زندگی لذتجویی بود – در آن صورت چقدر با هم شاد و خوش میبودند! غارت مجموعهی گلندیل برایش چندان اهمیتی نداشت، اما از نظرش شرمآور بود که چنین ثروتی صرف منفجر کردن پلها، از خط خارج کردن قطارها، کشتن شاهان، چاپ روزنامهها و پشتیبانی از رفقا شود. رفقایی که هرگز به موسیقی گوش نمیدهند، به منظرهای از طبیعت توجه نمیکنند یا کلمهای در ستایش زیبایی یک تابلوی نقاشی بر زبان نمیآورند.» - از متن کتاب - داستان نسبتا روان و جذاب، ترجمهی خوب، و پایان خیلی تکاندهنده! تموم که شد تو شوک بودم!
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.