یادداشت ملیکا خوش‌نژاد

        گمانم نسبت به تمام آثار ایبسن از این اثر کمتر از همه خوشم آمد. (و واقعاً شاید دلیلش ترجمه‌ی نه‌چندان خوبی باشد که از آن خواندم)، اما انگار بعد از هدا گابلر و استاد سولنس معمار، انتظار داشتم با شاهکاری از همان جنس غریب آثار پایانی ایبسن مواجه شوم، اما این‌طور نبود به‌نظرم. گرچه شخصیت دوشیزه الا رینتهایم خیلی غریب بود، در شخصیتش خبری از عصیان کاراکتری مثل هدا گابلر که آن‌قدر به دلم می‌نشست نبود و ازآن‌جایی‌که انگار به زنان عصیان‌گر در آثار ایبسن عادت کرده‌ام، نتوانستم با این اثر خیلی ارتباط برقرار کنم متأسفانه. ولی باید با ترجمه‌ی بهتر دوباره بخوانمش حتماً.
      

0

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.