یادداشت فآطمه هسم :)✨️🍃

به راستی ک
        به راستی که چقدر زیبا تنهایی قبل مرگ و توصیف کرده بود و حس نیازی که همه ما قبل مرگ داریم اینه که بدونیم به درستی زندگی کردیم و خوشبختی را حس کرده ایم، ایوان ایلیچ به دنبال دلیل درد و رنجی که میکشید متوجه شد که زندگی که تمام عمر او را شرافتمندانه دانسته بود پوچ و بی ارزش بوده، به جز در دوران کودکی خوشی را عمیقا تجربه نکرده بود و مرور سرنوشتش درد درونش را ملتهب تر میکرد!
او در تمام زندگی برای فرار از رنج و مشکلات به کار پناه برده بود اما با شروع درد و مریضی دیگر این راه حل به بن بست رسیده بود، بلاخره باید با زندگی واقعی خود که مملو از درد بود مواجه میشد، همه ما در بخشی از زندگی برای فرار از مشکلات به کاری خودمان را مشغول میکنیم اما چه زود لحظه رویارویی با دردی می‌رسد که هیچ راه فراری نیست((دیگر هیچ چیز نبود که او بتواند خود را پشت آن پنهان کند)) اگر راه مقابله با آن را بدانیم و یا حتی ندانیم دست کم مرگ هم تمام میشود به قول تولستوی ((مرگ هم تمام شد دیگر از مرگ اثری نیست...))
      
20

6

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.