یادداشت محمدرضا خراسانی زاده
1403/11/7
در این کتاب، داستان اصلی حول پروانه و خانوادهاش میگذرد. پروانه و پدرش در روزی که قرار است مادر فاطمه دومین فرزندش را به دنیا بیاورد، با موتور تصادف میکنند. در ابتدا همه چیز برای آنان عادی است جز اینکه نمیفهمند چرا بقیه متوجه صحبت ها و حرکاتشان نمیشوند. تا اینکه میفهمند در اثر تصادف به کما رفتهاند و حالا در قامت روح در حال دیدن اتفاقات و شنیدن حرفها و حرکت هستند. در این شرایط، کسی پروانه و پدرش را راهنمایی میکند و در شرایط مختلف به آنها توضیحاتی میدهد. پدر پروانه پس از مدتی میفهمد که آن راهنما، دوست دوران جوانیش یعنی زوریک است که در زمان دفاع مقدس به شهادت رسیده. کتاب پر از اتفاقات جذاب و حال خوب است و با لطافت تمام و رعایت تناسب برای نوجوانان، مسائل آثار دنیوی و اخروی اعمال، حضور ارواح، مرگ و ... را بیان کرده است. داستانی بسیار جذاب برای نوجوانان است.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.