یادداشت Arefeh Asadi

Arefeh Asadi

Arefeh Asadi

1404/5/25

        رودیان رومانوویچ راسکلنیکف، پسر دانشجویی است که از شهرستان برای درس خواندن به سن پترزبورگ آمده است پدرش فوت شده و هزینه زندگی خود و خانواده‌اش و هزینه تحصیل رودیا با سالانه ۱۲۰ روبل حقوق بازنشستگی پدرش تامین می‌شود یا در حال حاضر به دلیل فقر و زندگی سختی که داره مجبور به ترک تحصیل شده.
رودیا نظریه‌ای در ذهن می‌پرورونه که آدم‌ها دو دسته‌ان عادی و غیر عادی. آدم‌های عادی همان توده مردمند. اما آدم‌های غیر عادی چند درصد نوابغ دنیا هستند و این نوابغ چون باعث پیشرفت بشریتاً اجازه هر نوع قانون شکنی و حتی قتل رو دارند و گوشه ذهنش ناپلئون را مد نظر داره که با اون همه جنایت بازهم مورد تقدیره به همین خاطر معتقد بود که می‌تونه پیرزن رباخوار رو بکشه وون اون مثل یک پشه خون مردم بینوا رو می‌مکید.
رودیا تا آخر داستان خودش رو گناهکار نمی‌دونه و به خاطر کاری که کرده خودش رو سرزنش نمی‌کنه « شبیه نظریه انسان کامل نیچه» و تحمل مجازات برای گناهِ به باورِ خودت نکرده هزاران بار می‌تونه عذاب آورتر از زمانی باشه که حداقل می‌دونی داری برای اشتباهی مجازات میشی و لایقش هستی و این عذاب باعث بیماری و پریشانی راسکولنیکوف میشه.
رودیا ازدواج ناگهانی خواهرش با یک مرد میانسال رو فروش روح و فداکاری خواهرش برای خودش می‌دونه و از این بابت عصبانیه. اون حتی برای دختری که فکر می‌کنه بهش تجاوز شده نیز دل می‌سوزونه و به خانواده کارمند دولتی که زیر چرخ کالسکه مرده نیز کمک مالی می‌کنه اما در همون لحظه تغییر چهره میده و از کمکش پشیمون می‌شه.  اما برخلاف چیزی که خودش ادعا داره در گوشه‌ای از ذهنش به اخلاقیات اعتقاد داره.
رودیا بعد از جنایت خیلی زود به مکافات دچار می‌شه و تا آخر رهایی نداره اما آرامش رو زمانی به دست میاره که به عشق و ایمان رو میاره عشق و ایمان که برخاسته از درون یک روسپی منعقد به خدا و اخلاقیاته. 
شخصیت‌های داستان یک منظومه فکری واحد صحیح ندارن. بنابراین اگر هم پاکدل باشن مرتکب اشتباهاتی می‌شن که گاهی به ضررشون تموم میشه مثل سونیا دختری که با وجود اعتقادات قلبی خودش برای سیر کردن شکم خواهر و برادرهای ناتنیش دست به تن فروشی می‌زنه.
داستایوفسکی، چنان وضعیت یک شخص و یک موقعیت را توصیف می‌کند که تا یک قدمی تجربی آن پیش میری مثل: احساس دیوانگی راسکلنیکف، ناامیدی مارمالادف، هوسبازی سویدریگالیف، معصومیت سونیا ، غرور کارترینا ایوانونا، عشق دونیا به برادر و.... را طوری به نمایش می‌گذاره که می‌تونی باهاشون همزاد پنداری کنی.
و به خوبی می‌تونه فضای حاکم بر روسیه در اون سالها رو به خوبی به نمایش بگذاره از زمزمه های جنبش های برابری زن و مرد تا تقدیر شجاعت از یک جنایت کار و ...
_ بنظرم علت طولانی شدن کتاب هم به این خاطره که ما بتونیم کامل با افکار و شخصیت راسکلنیکوف و باقی شخصیت ها آشنا بشیم و دلیل رفتارهاشون رو متوجه بشیم.
      
109

7

(0/1000)

نظرات

خانم اسدی عزیز،
از اینکه نگاه و تحلیل‌تان را با ما به اشتراک گذاشتید سپاس‌گزاریم 🌿🤍

1