یادداشت سامان
1403/12/7
یوسای عزیز در داستان چه کسی پالومینو مولرو را کشت؟ در پس یک داستان جنایی معمایی، جامعهای رو به تصویر میکشه که درستکاری و وظیفه شناسی پلیس عایدی نداره و مردمانی که حقیقت رو باور نمیکنند و به قدری غرق در بی عدالتی حاکمیت خودشون شدند که در پس هر قضیهای اون تصور خودشون رو دارند و ترهای برای حقیقت ماجرا خورد نمیکنند. البته یوسا در داستان خودش چگونگی رسیدن به این نقطه رو نشون نمیده و صرفا جامعهای که به این شکل در اومده رو به مخاطب میشناسونه.مخاطب ایرانی قطعا با این وضعیت آشنایی داره. فصل انتهایی کتاب که همین موارد رو نشون میده به نظرم درخشان ترین و بهترین فصل کتاب بود و یه جورایی باعث شد کلیشه ای هم نباشه. برای من این قضیه خیلی مهمتر از این بود که واقعا چه کسی پالومینو مولرو رو کشت! پالومینو بنده خدا منو ببخشه، منم ناراحت شدم وقتی صفحه اول کتاب دیدم به اون طرز فجیع کشته شده، تا یه جایی هم برام مهم بود قاتل کیه و انگیزه این قتل دهشتناک چی بوده، ولی وقتی کل داستان رو خوندم متوجه شدم یوسا میخواسته جامعهای رو نشون بده که انگار فرقی نمیکنه درستکار باشی یا فاسد.این فرقی نمیکنه از منظر مردمان اون جامعه است. چون مردمان در ذهنشون یه چیزایی رسوب کرده که رسوب گیری این تفکرات هم کاری است بسیار سخت و شاید نشدنی.تو این شرایط که وظیفه شناسی و درستکاری ارج داده نمیشه و بدتر از اون حتی باور هم نمیشه، باید امثال لیتوما و سیلوا رو ستود که در این شرایط اسفناک حل نشدند....
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.