یادداشت Mobina
1404/5/27
اولین کتابی که بود که از آگاتا کریستی میخوندم و باعث شد کتابای دیگه ای هم ازش بخرم و هر وقت یکی از کتاب هاشو ببینم هیجان زده شم . درباره ی داستان ، من معمولا یه حدس هایی درباره آخر کتاب میزنم ؛ پایان حتی اگه دقیق هم نباشه بازم جزو حدسام بوده ؛ اما این کتاب به خوبی تونست منو گمراه کنه . قطار ، فضای برفی ، مسافر هایی که هر کدوم رازی دارند و کارآگاهی که اتفاقی در اون قطار حضور داره . به عنوان کسی که از آثار کلاسیک لذت میبره اما کم هیجان بودن اونارو دوست نداره خیلی برام لذت بخش بود . ممکنه درباره پوآرو اینطوری فکر کنید که شبیه شرلوک هلمزه ولی اینطوری نیست وقتی به اندازه کافی هر دو رو بشناسید میتونید متوجه شید که تفاوت های خیلی جالبی با هم دارند. هممون ناخودآگاه وقتی اولین بار با یه کارآگاه جدید روبه رو میشیم درونش دنبال کسی میگردیم که برای بار اول مفهوم کارآگاه رو برامون جا انداخت . چقدر شخصیت ها زیبا بودند ؛ عجیبه که همه شخصیت ها رو توی یک کتاب دوست داشته باشی اما همشون برام جذاب بودند( مخصوصا موسیو بوک ) ؛ و این از شخصیت پردازی معرکه ی آگاتا کریستی نشات میگیره . به نظرم پایان به شدت خوبی داشت و ناامید کننده نبود .
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.