یادداشت تقی شجاعی

        اگر پایان‌بندی کتاب را کنار بگذاریم، برداشت من تا نیمه‌ی میانی داستان این است که انسان به عنوان مظهر تمدن، توانایی آن را دارد که آزادی را از موجودات سلب کند و در عین حال کاری کند که آنها با اختیار خود، اسارت را انتخاب کنند. 
سپیددندان گرگ‌بچه‌ی آزادی است که درست در زمانی که درحال لذت بردن از آزادی خود در بیشه و کسب تجربه‌های بکر زندگی است، پیرو مادر اسیر انسانی می‌شود که روزگاری مادرش را در  اسارت داشته است.
مضمون اصلی اثر، تربیت‌پذیری یک گرگ و تاثیر محیط بر او را در جامعه‌ی انسانی نشان می‌دهد.
      
458

33

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.