یادداشت تامیلا

        راستش مدتها بود که کتاب فرانکشتاین رو تو قفسه ی کتابخونه می دیدم و دو دل می شدم که بخونمش یا نه که آخر خونده نمی شد، تا اینکه فیلم "مری شلی" رو دیدم و وقتی داستان زندگی نویسنده و ماجرای نوشته شدن کتاب(که چه ماجرای طولانی ای هم بود!) رو فهمیدم مصمم شدم بخونمش.
کتاب با نامه های فردی شروع می شه که به دنبال کشف سرزمین های جدید داره به سمت قطب شمال حرکت می کنه که با شخصیت اصلی داستان رو به رو می شه، خالق فرانشکتاین. و بعد کتاب وارد فاز جدیدی میشه و ماجرای پسر مشتاق علم و دانشی رو میگه که در آرزوی ساخت یک انسان، یک هیولای زشت و وحشتناک خلق می کنه!
داستان خیلی کشش داره و در انتظار تموم شدنش، تقریبا از کار و زندگیم افتادم! بر خلاف کتابای هم زمان خودش توصیفات طولانی و خسته کننده نداره و خیلی جالبه که نویسنده، یکجورایی زندگی خودش و کشفیات علمی(یا بهتره بگم حدسیات علمی) زمان خودشو به هم پیوند می زنه و توی سن کم، همچین کتابی می نویسه!
توی فکر این بودم که بنویسم: این کتابیه که باید از سیر خوندنش لذت ببرید نه از پایانش، که فهمیدم راستش سیر داستان هم چندان لذتبخش نبود! پس اگه طرفدار داستان های رمانتیک و خوش و خرمید فکر نکنم این کتاب، زیاد به مذاق تون خوش بیاد(چون به مذاق من خوش نیومد😅)
منکر ارزش ادبی این کتاب نمی شم و اتفاقا فکر می کنم نویسنده جدل درونی "چیزی که به نفع منه یا چیزی که به عدالت نزدیکتره" رو خیلی خوب بیان کرد، اما راستش کتابی نبود که من بپسندم و آخرش خیلی زد تو ذوقم.
انتخاب شماست که با توجه به روحیات و علاقتون این کتاب و انتخاب کنید یا نه، چون کتاب سلیقه ایه.
🖇️ من این کتاب و از انتشارات قدیانی و چاپی خوندم، ترجمه خوب بود اما یکی دو صفحه سفید بین کتاب بود و یکم اشکالات چاپی داشت.
      
1

0

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.