یادداشت سمانه بهگام

        بسم‌الله 
*خواربارفروشی نامیا یا خودخواه باش تا موفق شوی! ( البته نه آنقدر خودخواه که منافع ملی و حمایت از موسسات دولتی فراموش شود!)*

خلاصه همه کتاب همین بود. داستان درباره‌ی آدم‌هایی است که در پی ورود به یک خواربارفروشی متروکه، وارد نامه‌نگاری در زمان می‌شوند. اما همه‌‌ی این افراد یک معضل مشترک دارند: «مسئولیت ما در قبال تعارض رویاهامان با انتظارات خانواده چیست؟»
هیگاشینو جواب میدهد : «برو حالشو ببر! خانواده‌ای خانواده است که تو رو ساپورت کنه و از خوشحالیت خوشحال باشه. اگر خانواده‌ات رو چنین نیافتی، فرار کنی بری یتیم‌خونه با اسم مستعار زندگی کنی، خیلی بهتره!» 

همین الان شفاف‌سازی کنم که آن یک ستاره‌ای هم که توی بهخوان برایش گذاشتم، اصلا ربطی به ساختار منسجم داستانی‌اش نداشت!
*بنظرم ژاپن یک کمیته ممیزی کتاب و نشریات دارد، که تویش چندتا سامورایی نشسته‌اند و فقط یک وظیفه دارند؛ با کاتانا خوب و دقیق تمام جملات نوشته را خط می‌برند تا در جایی، گوشه‌ای، توی پاورقی یا حتی اعلامْ توهینی به هویت و ملیت ژاپنی نشده باشد. چیزی که در ایران کسی عین خیالش نیست هیچ، کلی هم نماد روشنفکری محسوب می‌شود* 
آن یک ستاره را به خاطر وطن‌پرستی و وفاداری نویسنده به کشورش دادم.
      
106

9

(0/1000)

نظرات

Mohi H

Mohi H

1404/5/29

اول از همه مقایسه کشوری مثل ژاپن با ایران  از هر لحاظ غلطه 
تفاوت فرهنگ و رفاه و اقتصاد و دین و تاریخچه بماند تا برسیم به ادبیات 
در اکثر کتاب های ژاپنی اشاره به معنای زندگی خیلی پر رنگه 
وحتی از  این  کتاب فرا تر رفته و در صنعت فیلمسازی انیمه سازی و حتی موسیقی هم نفوذ کرده 
از اونجایی که به داستان یکی از شخصیت های کتاب اشاره کردی با همون مثال رو میزنم 
پسر بچه ای که از خانوادش فرار کرد و با اسم مستعار در یتیم خونه زندگی کرد 
این پسر در بزرگسالی متوجه اشتباهش شد اما زمان رو از دست داده بود و حتی به نامیا نامه نوشت که به توصیه اش عمل نکرده و زندگیش دچار تغییرات بزرگی شده 
یا داستان شخصیتی که دنبال نوازندگی رفت و ماهی فروشی خانوادگیش رو رها کرد 
این فرد با دیدن وضعیت پدرش پشیمون شد و خواست به سمت شغل خواندگیش برگرده اما به اصرار پدر خودش هم که شده دنبال رویاش رفت که این ساپورت شدن از طرف خانواده نشان دهنده ی عشق خانواده به فرزند هم هست.. 
شما کتاب رو دوباره بخون!  ولی اینبار بدون تعصب 

0

اول اینکه بین دو کشور مقایسه‌ای که از هر لحاظ غلط باشه و از هر لحاظ درست باشه نداریم. مثلا هردو کشور با آمریکا جنگیدن و دنیا داره تفاوت عملکردها رو رصد میکنه تا برسیم به ادبیات!
توی اکثر کتابای ژاپنی وحشت و خشونت خیلی پررنگه. خیلی بیشتر از معنای زندگی توی انیمه و صنعت فیلم و موسیقیشونم نفوذ کرده. باید همه جانبه فرهنگ یه کشور و دید.
تمامی کاراکترهای کتاب توصیه میشن به خودمحور بودن و رها کردن روابط عاطفی. و پدر و مادری که این رهایی رو تشویق کنند آدم خوبه معرفی میشن. 
برای دوباره خوندن کتاب احتیاج دارم بدونم باید نسبت به کجا بی تعصب باشم؟ وطنم؟ 

1