یادداشت وحید شریفی

        داستان همانطور که از نامش پیداست داستان وداع است . داستان دو وداع. یکی وداع با مادر که راوی کتاب بسیار دوستش داشته و رابطه ای نزدیک باهم داشته اند و دیگری وداع با معلمی ست. زمان حال که آخرین روز معلمی راوی کتاب است و در بین آن فلش بک هایی می زند به زندگی خود از دوران کودکی که شیفته ی مادرش است که او نیز همچون پسرش که راوی داستان است  معلم بوده است و پدرش که نظامی است و با آنها زندگی نمی کند و مریضی مادرش که او را سخت تحت تاثیر قرار می دهد. تا دوران بزرگسالی و یک سال مرخصی گرفتن راوی و به لندن رفتنش و ماجراهای لندن.مدرسه ها در ایرلند آن زمان تحت اداره ی کلیسا بوده و شخصیت اصلی هم بخاطر این مجبور به ترک شغل معلمی ش می شود .  وداع اما داستانی عاشقانه هم در دل خود دارد. در هر دو داستانی که از مک گاهرن خوانده ام هر دو را دوست داشتم.
      
60

5

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.