یادداشت محمدامین اکبری
1403/3/5
به نام او یکی از مفیدترین و مغتنمترین کتابهایی است که در این مدت خواندهام. مجموعهای از جستارهای مرحوم مهرداد بهار درباره فرهنگ ایران است. جستارهایی که از لحاظ شکلی، یادداشت و گفتگو های ایشان با دیگران است و از لحاظ محتوایی، ادبیات، تاریخ و اسطوره را شامل میشود. جستارهای ادبیاتی بیشتر درباره شاهنامه و ریشههای اسطورهای و تاریخی آن است و اطلاعات تازه و مفیدی از آن به مخاطب میدهد. سه جستار مهم کتاب در ابن باره است؛ «درباره اساطیر ایران»، «سخنی چند درباره شاهنامه» و «شاهنامه، از اسطوره تا حماسه». اگر بخواهیم به خلاصهای از این جستارها اشاره کنیم این است که مرحوم بهار با اطلاعات بالایی که از دین زردشت و تاریخ ایران پیش از اسلام و اساطیر آن دارد. اشتراکها و افتراقهایی بین آنها و شاهنامه بهعنوان بزرگترین اثر حماسی ما ایرانیان پیدا کرده و آن را تشریح میکند. مثلا ایشان به این سوال که «آیا شاهنامه مطابق دیدگاه دین زردشت و اسطورههای زردشتی هست؟» پاسخهای درخور و جامعی دادهاند. ایشان متذکر میشوند که اصلا «رستم» در متون دینی ایران پیش از اسلام حضور ندارد و برای اینکه چطور به شاهنامه راه پیدا کرده و فردوسی چرا «گرشاسب» (پهلوان اسطورهای زردشتیان) را حذف و رستم را جایگزین آن کرده، استدلالهایی می آورند که خواندنی است. یا درباره حذف آرش از شاهنامه هم ادله ای مطرح میکنند. نکته جالب درباب این جستارها این است که مرحوم بهار تفاوتی میان «اسطوره» و «حماسه» قائل هستند و شاهنامه را متنی حماسی میدانند و نه اسطورهای. در واقع ایشان معتقدند که فردوسی از اسطوره برای سرایش اثر حماسی خود بهره گرفته است و فیالمثل از این روست که اژدهای سه سر متون زردشتی به ضحاک که دو مار بر روی شانههایش روییده بدل میشود. بهار میگوید بازیگران اصلی متون اسطورهای خدایانند ولی در متون حماسی پهلوانانی هستند که نیروی مافوق بشری دارند. بهار در دیگر جستارها اغلب به تاریخ ایران پیش از اسلام و رسوم و عقاید ایرانیان که ریشه در این تاریخ دارد میپردازد. و نظرات تازهای را مطرح میکنند برای مثال ایشان بیشتر از آنکه تاریخ و فرهنگ ایرانیان را تحت تاثیر اساطیر شبهقاره هند و آیین میترایی بدانند آن را متاثر از آیینها و فرهنگ مردم بینالنهرین میدانند و ادلهای هم برای آن دارند که جالب توجه است. یا ایشان در دو جستار به نوروز میپردازند و تصریح میکنند که نوروز جشن آریایی نیست و پیش از ورود آریاییها به ایران در این سرزمین مرسوم بوده و اصلا آیینی بینالنهرینی است. دو جستار پایانی ربط چندانی به دیگر مباحث کتاب ندارد یکی درباره زندگی محمدتقی بهار، شاعر پرآوازه معاصر، است. جستاری بلند و بسیار خواندنی که مرحوم مهرداد بهار سعی کرده بیهیچ سویه جانبدارانهای آن را بنویسد و مهر فرزند به پدر کمتر در آن منعکس باشد. در همینجا باید گفت واقعا مولف قلمی روان و خواندنی دارد و معلومات بسیارش موجب نشده که پیچیده بنویسد. به نظر من هرفردی با هرمقدار سوادی میتواند از مطالب این کتاب بهره ببرد. و اما آخرین جستار درباره قیام مرحوم محمدتقی خان پسیان در خراسان است که بهار بهواسطه اسناد تازهای که در اختیارش قرار گرفته، نوشته و آن را منتشر کرده است. به نظر من تمام مطالب این کتاب خوب و خواندنی است ولی اگر از من بخواهند تنها یک مطلب از این کتاب را برای خواندن معرفی کنم من گفتگوی بهار با مرحوم امیرکاووس بالازاده را انتخاب میکنم. گفتگویی کوتاه ولی پرمغز باعنوان «اسطوره؛ بیان فلسفی با استدلال تمثیلی».
(0/1000)
محمدامین اکبری
1403/3/6
0