یادداشت Sh. Taeb
1404/5/20
خلاصه پشت کتاب : "یک ازمایش ژنتیک تاریکترینراز خانواده را برملا میکند . 《وایلد》هیچ چیزی راجع به خودش و خانواده اش نمیداند ؛جز اینکه در کودکی در جنگل راماما در نیوجرسی پبدا شد و عنوات 《پسرجنگل》 را گرفت. حالا بعد از چند دهه، در یک وبسایت نسب شناسبرپدرش را پیدا می کندو بیش از هرزمانی ، به گذشته ی مجهولش نزدیک می شود ولی بعد از ملاقات با آن مرد ، با سوالات بیشتری مواجه می شود . پس سراغ آخرین سرنخ می رود ؛ خویشاندی درماناه که از عرش به فرش رسید و ناپدید شد . در این میان به گروهی مخفی می رسد که قصدش افشای هویت آزارگران اینترنتی است. اما خیلی زود مشخص می شود که قاتلی زنجیره ای این گروه را هدف گرفاه و شاید قربانی بعدی خود وایلد باشد.... " خب این چهارمین کتابه که از این نویسنده میخونم و میتونم بگم هارلن کوبن توی ژانر جنایی واقعا بینظیره و هیچ وقت ناامیدت نمیکنه. واقعا آثاری داره که از هر جنبه ای کامل هستن و تو کل داستان هیچ نقطه متناقضی با نقطه دیگه وجود نداره و موقع خوندن هر فصل منتظری که زودتر به آخر اون فصل برسی چون که هر فصل برات یه پلات توئیست جذاب و نفس گیر گذاشته. اگر بخوام فقط درمورد این نویسنده صحبت کنم میتونم یک نقد طولانی درمورد قلم قویش بنویسم. اما اینطوری از داستان اصلی این کتاب غافل میشم. داستان کتاب به شدت قویه. راستش اوایلش شاید گیج کننده باشه که این کتاب چطور قرار تورو غرق خودش کنه ، چون همون اول تعداد زیادی از کارکتر با نقش های مختلف رو بهت نشون میده اما خیلی زود شاید به فاصله یک یا دوتا فصل بهت تک تکشونو معرفی میکنه و باید اینو بگم که نویسنده توی پرداختن به داستان هیچ کارکتری هم کم نزاشته و همزمان زیاده روی هم نکرده . نویسنده از چندین جنبه مختلف داستان یک قاتل رو بیان میکنه از دیدگاه کارکتر اصلی یا وایلد،پسر جنگل که دنبال پدر مادر خودشه ،وکیل باتجربه، خانواده ای که پدرشون رو از دست دادن و وایلد مثل پدرخوندشون میمونه، افراد معروف که با شرکت توی برنامه پیدا کردن عشق حقیقی به شهرت رسیدن، ازارگر های اینترنتی، گروهی از هکر ها به اسم بومرنگ که به دنبال نابود کردن ازارگرهای اینترنتی ان و حتی افراد بیگناهی که قربانی شهرت شدن . میتونم بگم برخلاف خیلی از کتاب های جنایی که آدم فقط دنبال پیدا کردن قاتله در طول این کتاب تو از روابط کارکتر ها عشقشون ، غمشون و شادیشون لذت میبری و همزمان با آشکار شدن هر رازی شوکه میشی .جالبه بگم که کتاب های هارلن کوبن اکثر متنشون مکالمه محور هستش و با توصیف های زیاد خسته ات نمیکنه. حقیقتا روند داستان اصلا کسل کننده و ازاردهنده نیست و در کل حسابی فرد رو غرق خودش میکنه و درمورد پلات توئیست آخر داستان راستش به هیچ وجه نمیتونی آخرش رو حدس بزنی. درسته هزار تا حدس میزنی و شاید حتی به خیلی کارکتر ها تهمت بزنی اما در نهایت شوکه ات میکنه و هیچی مطابق تصورات پیش نمیره. حقیقتا به نظرم جز کتاب هاییه که خواننده های ژانر جنایی رو از خودش مایوس نمیکنه. #کتاب
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.