یادداشت محمدرضا زائری
1404/1/2
از نظر من این کتاب پر از گره داستانی است که ناشی از این هستند که آن پینوکیوی -بلانسبت شما- احمق در هر فصل داستان یک گند تازه میزند. اما در کنار این خرابکاریها کارهای خوبی هم از او سر میزند. مثل کار سخت برای پول درآوردن تا بتواند برای پدر مریضش دوا بخرد یا حتی ازخودگذشتگیهایی که میتوانست آن بدیها را جبران کند. و جالب اینجاست که هر کار بدی که میکرد، بعدش پشیمان میشد. البته تا جایی از داستان، همان کار را دوباره انجام میداد. اما بالاخره تمام این ماجرا عاقبت بهخیر شد.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.