یادداشت بهارفلاح🌺⭐
1404/5/28
🟣📖تراژدی اورستس نوشته اوریپید تراژدی نویس یونانیه🇬🇷 اوریپیدی که ارسطو اون رو تراژیکترین نمایشنامهنویس میدونه وخیلی از کارشناسان اون رونخستین شاعر دموکراسی لقب دادن. ائوریپیدس هنرمندی سنتشکن بود چرا که باوجود اینکه هستهی اصلی اسطوره روحفظ میکرده اما در روایت داستان و پردازش شخصیتها راه خودشرو میرفته. ♀️این نمایشنامه پس از وقایع نمایشنامههای الکترا اثر اوریپید ویا «الاهگان انتقام»اثر آیسخولوس اتفاق میوفته. اوریپید در نسخه خود، تفاوتهای اساسی با روایتها و رویکردهای آیسخولوس و سوفوکلس رو نشون میده. در حالی که اونها عدالت رو در چارچوبهای قهرمانی و نظام حقوقی میدیدن، اوریپید داستان رو به فضایی غیرقهرمانی میبره اینجا منلائوس ترسووبزدله، گروههای مردمی باری به هرجهت هستن خدایان بی انصاف وغیرقابل اعتمادن.اینجا شاهد گروگان گیری هستیم شاهد ورود آپولون با ماشین مکانیکی ✝️توی نمایشنامه الهگان انتقام از آیسخولوس وقتی که اورستس انتقام خون پدرش رو میگیره همسرایان به شکرانه سرود سر میدهن و پیروزی عدالت رو جشن میگیرن ولی بعد توی نمایشنامه بعدیش در اثر نفرین کلوتمنسترا فیوری ها( الاهگان انتقام) نیروهای انتقام جوی جهان زیرین در پی اورستس هستن اونجا عاقبت اورستس در دادگاه آتن محاکمه میشه آتنا در این دادگاه حضور داره و وقتی تعداد موافقان و مخالفان هیئت منصفه برابر میشن اون رای به تبرئه شدن اورستس میده به این ترتیب بالاخره جریان خونریزی و انتقام در خاندان آترئوس به پایان میرسه و جاری شدن عدالت نیز نه از طریق انتقامگیریهای شخصی و خانوادگی بلکه از طریق دادگاه و به یاری آتنا صورت میگیرد ♀️واما اوریپید روایت خود رو از تریولوژی اورستیا در قالب نمایشنامه اورستس ارائه میده دستور آپولون برای قتل کلونترسترا ون رو به انتقامی الهی تبدیل میکنه چرا که اورستس این رو حق طبیعی خودش میدونه از اونجا که اوریپید سرنوشت انسان رو بیشتر نتیجه تصمیمات خودش میدونه تا خدایان در نمایشنامه خود انتقال اقدامات اورستس رو بیشتر انتقام جلوه میده تا عدالت ✝️طبق توصیه خدای آپولون، اورستس مادرش کلوتمنسترا رو به قتل رسونده تا انتقام مرگ پدرش آگاممنون رو بگیره. علیرغم پیشگویی اولیه آپولو، اورستس خود رو در عذاب وخشم فیوریها (الاهگان انتقام) به خاطر گناه خونی که ریخته ،گناه مادرکشی میبینه. تنها کسی که می تونه اورستس رو از جنونش کمی آرام کنه خواهرش الکتراست. تینداروس (پدرهلن وکلوتمنسترا)از اسپارت اومده تا به چشم خودش ببینه که اورستس به کیفر کشتن مادرش مجازات میشه ♀️پدر کلوتمنسترا وجو حاکم در آرگوس میخوان اورستس رو به خاطر قتل مادرش مجازات کنن بین همهی اهالی مباحثه شکل میگیره حتی راضی به نفی بلد اون وخواهرش نمیشن وفقط مرگ اونارو خواستارن. تنها امید اورستس برای نجات جانش عموش منلائوسه که پس از گذراندن ده سال در تروا و چندین سال دیگه با هلن برگشته ✝️با اومدن تینداروس به خونخواهی وبزدلی منلائوس اورستس و الکترا بیشتر در برابر احتمال محکومیت قرار میگیرن در نتیجه اورستس با نقشه الکترا وکمک دوستش پیلادس(خواستگار الکترا) با تهدید به قتل هلن یا دخترش (هرمیون) به دنبال تضمینی برای نجات خودشون هستن، که منلائوس رو در موقعیت دشواری قرار میدن در نهایت، آپولو به صورت خدای ماشینی(اصلاحی که دریونان در مورد ورود خدایان درتراژدی به کار میرفته) ظاهر میشه هلن رو نجات میده،وبه آسمانها میبره!خونریزی رو متوقف میکنه، اورستس روبه تبعید محکوم وازدواج با دختر منلائوس(چنددیفه پیش خنجر گذاشته لود بیخ گلوش)منلائوس هم سریع میگه چشم دخترم میدم بهش! الکترا روهم به ازدواج با پیلادس ملزم میکنه....پایانش مثل سریالهای صداوسیما همه چیز به خیروخوشی وعروسی تمام شد. ✔️اینکه اوریپید به شخصیت پردازی نوآورانه وپیچیده معروفه وبراش خیلی اهمیت داشته از اینکه اسم خیلی از تراژدیهاش رو از بین شخصیتهای اصلی انتخاب میکنه شاید نشون دهنده اهمیت شخصیت وشخصیت پردازی براش بوده ✔️ترجمه کتاب هم ترجمه خوب وروونی بود نشر بیدگل به نظرم بهترین انتخابه برای خوندن نمایشنامه وبعد نشر قطره، این اثر اوریپید رو هم دوس داشتم وتوصیه میشه به خوندن
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.