یادداشت dream.m
1404/6/1
کاش من همه بودم و با همه اکانتها به تو یک ستاره می دادم. ........................ ژانر Domestic Noir، که اغلب با عنوان "نوآر خانگی" شناخته میشود، شاخهای از تریلر روانشناختی است که به بررسی روابط نزدیک، زندگی روزمره و محیطهای خانگی میپردازد و این فضاها را به منابع تهدید و تعلیق تبدیل میکند. این ژانر در ظاهر تازه و مدرن است، اما ریشههای آن به داستانهای کلاسیک و معمایی قرن بیستم بازمیگردد، جایی که نویسندگان با ترکیب محیط خانگی، راز و جنایت، داستانهایی با تعلیق روانشناختی خلق میکردند. در داستانهایی مانند "Rebecca اثر دافنه دو موریه (۱۹۳۸)"، زن جوانی وارد خانهای مرموز میشود و با اسرار و تهدیدهای پنهان آنجا روبهرو میگردد. خانهای که به ظاهر امن است، اما به تدریج به مکانی پر از سوءظن، اضطراب و تهدید روانی تبدیل میشود؛ این ویژگیها بعدها به پایهای برای "Domestic Noir" مدرن بدل شدند. رمانهایی مشابه نمونههای کلاسیک، که اگرچه از نظر فرمی با رمانهای امروزی تفاوت دارند، اما الگوی محیط آشنا و خانگی که به منبع تهدید بدل میشود را از نو معرفی کردهاند. •تاریخچه و تحولات Domestic Noir Domestic Noir به شکل مدرن خود از دهه ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ با آثار نویسندگانی همچون "Paula Hawkins (The Girl on the Train)" و "Gillian Flynn (Gone Girl)" شناخته شد. این آثار، تمرکز خود را بر روابط خانوادگی، سوءظنها و روانشناسی شخصیتها گذاشتند و ژانر را از محدوده داستانهای تریلر صرف، به تجربهای نزدیک و روزمره برای خواننده عام تبدیل کردند. ☆ویژگیهای کلیدی این تحول عبارتند از: °تمرکز بر زندگی روزمره و خانه: برخلاف تریلرها و نوآرهای کلاسیک که غالباً در محیطهای عمومی و شهری جریان داشتند، Domestic Noir محیطی آشنا و امن ( خانه و زندگی خانوادگی) را به منبع تعلیق و تهدید تبدیل میکند. این تحول باعث میشود اضطراب و دلهره خواننده از دل تجربههای روزمره بیرون بیاید، نه از خشونت یا وقایع افراطی. °قهرمان زن و روایت روانشناختی: تحول مهم دیگر در دهه ۲۰۱۰، تمرکز بر زنان بهعنوان قهرمان اصلی بود. این قهرمانان اغلب آسیبپذیر، باهوش و دارای انگیزههای روانی پیچیده هستند. زاویه دید زن، تجربه خواننده را از سطح فرمولیک فراتر برده و امکان تحلیل روانی شخصیتها را فراهم میآورد. °رازها و سوءظنها: تمرکز ژانر از قتل و جنایت آشکار به تضادهای روانی و روابط نزدیک منتقل شد. تهدید و تعلیق، دیگر از خشونت صرف ناشی نمیشوند؛ بلکه از اسرار، دروغها و سوءظنهای خانوادگی و اجتماعی شکل میگیرند. °نثر و تجربه خواننده: نویسندگان موفق Domestic Noir با دقت در نثر و روایت، اضطراب، سوءظن و پیچشهای ذهنی را منتقل میکنند. هر جمله، هر نقطهگذاری و هر توصیف فضایی، باید بتواند حس تهدید و تعلیق را در ذهن خواننده تقویت کند. •نمونههای شاخص و ناکام از نمونههای موفق Domestic Noir میتوان به موارد زیر اشاره کرد: Gone Girl – Gillian Flynn: استاندارد مدرن با پیچشهای روانشناختی بینظیر و شخصیتپردازی عمیق The Girl on the Train – Paula Hawkins: تعلیق روانشناختی و روایت غیرقابل اعتماد که جذابیت جهانی پیدا کرد The Wife Between Us – Greer Hendricks & Sarah Pekkanen: تعامل پیچیده شخصیتها و خانه بهعنوان فضایی فعال و تعیینکننده در روایت در مقابل، نمونههای ضعیف شامل آثاری هستند که صرفاً از تیپهای کلیشهای و فرمول ژانری بهره میگیرند، بدون عمق روانی یا منطق داخلی شخصیتها. در این دسته، رمانهایی مانند "خدمتکار" قرار میگیرند که تعلیق مصنوعی است، شخصیتها تکبعدیاند، پیچشها قابل پیشبینیاند و محیط صرفاً پسزمینهای است. •رمان "خدمتکار" در پرتو Domestic Noir رمان "خدمتکار" اثر فریدا مکفادن در ابتدا با استفاده از مولفههای ژانر تلاش میکند خواننده را در فضایی آشنا اما پر از تهدید و تعلیق قرار دهد. داستان حول میلی، زن جوانی که وارد خانهای لوکس در لانگآیلند میشود، جریان دارد. خانهای که به ظاهر امن است، اما هر گوشه آن میتواند منبع تهدید باشد. شخصیتهای مکمل مانند نینا و اندرو نیز نقشهایی کلیدی در ایجاد سوءظن و تعلیق دارند. ۱. ارتباط با ریشههای ژانر Domestic Noir ریشه در داستانهای کلاسیک مثل Rebecca دارد. میلی همان نقش زن تازهوارد را بازی میکند و با محیطی آشنا اما پر از سوءظن روبهرو میشود. تفاوت اصلی "خدمتکار" با آثار کلاسیک و مدرن این است که رمان مکفادن بیشتر بر فرمول ژانر تکیه دارد تا تحلیل روانی شخصیتها. شخصیتها تکبعدی هستند و عمق کلاسیک در آن مشاهده نمیشود ۲. محیط و خانه: نقش فعال یا پسزمینه؟ در Domestic Noir موفق، محیط خانه فعال است و رفتار شخصیتها را شکل میدهد، تهدید ایجاد میکند و پیچشها را منطقی جلوه میدهد. اما در "خدمتکار" خانه صرفاً پسزمینهای برای حرکت شخصیتهاست و هیچ تأثیر روانشناختی واقعی بر تصمیمها یا انگیزهها ندارد. این ضعف اصلی نشان میدهد مکفادن هنوز به مرحله بهرهگیری استادانه از محیط در ژانر نرسیده است. ۳. شخصیتپردازی: زن قهرمان و عمق روانی Domestic Noir مدرن روی قهرمان زن و انگیزههای روانشناختی واقعی تمرکز دارد. میلی زن داستان است، اما شخصیتش بیشتر تیپ کلیشهای "آسیبپذیر و باهوش ظاهری" است. هیچ تناقض داخلی یا تحول روانی واقعی ندارد. شخصیتهای مکمل مانند نینا و اندرو نیز صرفاً ابزار پیشبرد داستاناند. رمان تلاش کرده از زاویه دید زن بهره ببرد، اما عمق و واقعیت روانی شخصیتها رعایت نشده است. ۴. پیچشها و تعلیق: از روانی تا مصنوعی Domestic Noir موفق از تضادهای روانی و انگیزههای درونی شخصیتها تغذیه میکند و تعلیق طبیعی ایجاد میشود. در "خدمتکار"، پیچشها مصنوعی و قابل پیشبینیاند و تهدیدها بدون منطق روانشناختی واقعی ارائه میشوند. خواننده مجبور است صرفاً بپذیرد که حالا اتفاقی است که دارد میافتد... این همان نقطهای است که رمان فاصله زیادی با استانداردهای مدرن ژانر دارد. ۵. نثر و تجربه خواننده در Domestic Noir مدرن، نثر باید قادر باشد اضطراب، تعلیق و تهدید روانی را منتقل کند. رمانهای موفق حتی با جملات کوتاه و ساده حس تعلیق ایجاد میکنند. در "خدمتکار"، نثر ساده و سریع، اما بیشتر گزارشی و سطحی است و امکان ایجاد حس عمیق تهدید و اضطراب واقعی برای خواننده وجود ندارد. در نتیجه، "خدمتکار" را میتوان یک Domestic Noir سطحی و فرمولیک دانست؛ زیرا رمان عناصر ژانر را میشناسد و از آنها بهره میگیرد، اما نمیتواند عمق، و تعلیق واقعی و استادانهای را اجرا کند. ............................ من به این کتاب ۱ دادم چون کمترش ممکن نبود متاسفانه. ای رمان رو توی یک روز خوندم، و باید بگم همونطور که همه دوستام مبکفتن این داستان به شدت اعتیاد آوره. یعنی میدونی داری آشغال مصرف میکنی اما نمیتونی ولش کنی. این هشدار رو جدی بگیرید لطفا و "این کتاب رو باز نکنید
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.