بریده‌های کتاب حسین

حسین

حسین

4 روز پیش

بریدۀ کتاب

صفحۀ 37

تمام دست‌هایی را دیدم که به خیال خداحافظی با یک دوست، برای غریبه‌ای تکان خورده بودند. تمام چشمک‌هایی را دیدم که میخواستند به کسی بفهمانند توهین‌شان شوخی‌یی بیش نبوده. تمام مردانی را دیدم که پیش از ادرار کردن نشیمن توالت را پاک می‌کنند، نه بعد از آن. ... تمام راننده‌های آمبولانسی را دیدم که در ترافیک گیر کرده بودند و آرزو می‌کردند کاش یک مریض روبه‌موت روی صندلی عقب‌شان بود. تمام بودایی.هایی دا دیدم که عنکبوت‌هایی که نکشته بودند نیش‌شان می‌زدند. تمام مگس‌هایی را دیدم که روی توری‌ها بی‌هدف جفت‌گیری می‌کردند و تمام کک‌هایی که خنده‌کنان از حیوانات خانگی سواری می‌گرفتند. تمام آدم‌های تنهایی را دیدم که از گربه‌ی خودشان وحشت دارند. تمام کالسکه‌های بچه‌ را دیدم و هرکس که می‌گوید تمام بچه‌ها بانمک هستند، بچه‌هایی که من دیده‌ام را ندیده‌است. تمام مراسم ختم را دیدم و تمتم آشنایان مردگان را که خوشحال بودند از این‌که از محل کارشان دررفته‌اند. تمام ستون‌های طالع‌بینی را دیدم که پیش‌بینی می‌کردند امروز یک‌دوازدهم جمعیت زمین یکی از آشنایان را ملاقات خواهند کرد که به قصد پول قرض کردن سراغ‌شان آمده. ...

1