بریدههای کتاب حسین حسین 2 روز پیش برگردان روایت گونه شاهنامه فردوسی به نثر سیدمحمد دبیرسیاقی 4.5 15 صفحۀ 323 هر آنکه یزدانپرستی پاک باشد باید که دانش را خوار و بیسود نداند خواه بنده باشد یا شهریار. اردشیر بابکان 0 0 حسین 4 روز پیش جزء از کل استیو تولتز 4.1 223 صفحۀ 38 یک بار دختری به من گفت یک چشم کور به سمت پروردگار گرفتهام و باید با دلی سرشار از معنویت در خیابان راه بروم. بهنظر بد نمیآید، ولی چه کار کنم؟ در وجودم نیست. خدایا مرا ببخش. فکر کنم چیزی که برای یک نفر بوتهی شعلهور است برای کسی دیگر آتش خردی بیش نیست. 0 1 حسین 4 روز پیش جزء از کل استیو تولتز 4.1 223 صفحۀ 37 تمام دستهایی را دیدم که به خیال خداحافظی با یک دوست، برای غریبهای تکان خورده بودند. تمام چشمکهایی را دیدم که میخواستند به کسی بفهمانند توهینشان شوخییی بیش نبوده. تمام مردانی را دیدم که پیش از ادرار کردن نشیمن توالت را پاک میکنند، نه بعد از آن. ... تمام رانندههای آمبولانسی را دیدم که در ترافیک گیر کرده بودند و آرزو میکردند کاش یک مریض روبهموت روی صندلی عقبشان بود. تمام بودایی.هایی دا دیدم که عنکبوتهایی که نکشته بودند نیششان میزدند. تمام مگسهایی را دیدم که روی توریها بیهدف جفتگیری میکردند و تمام ککهایی که خندهکنان از حیوانات خانگی سواری میگرفتند. تمام آدمهای تنهایی را دیدم که از گربهی خودشان وحشت دارند. تمام کالسکههای بچه را دیدم و هرکس که میگوید تمام بچهها بانمک هستند، بچههایی که من دیدهام را ندیدهاست. تمام مراسم ختم را دیدم و تمتم آشنایان مردگان را که خوشحال بودند از اینکه از محل کارشان دررفتهاند. تمام ستونهای طالعبینی را دیدم که پیشبینی میکردند امروز یکدوازدهم جمعیت زمین یکی از آشنایان را ملاقات خواهند کرد که به قصد پول قرض کردن سراغشان آمده. ... 0 1 حسین 4 روز پیش جزء از کل استیو تولتز 4.1 223 صفحۀ 15 رهایی در این است که شبیه دیوانهها باشی. 1 51 حسین 4 روز پیش جزء از کل استیو تولتز 4.1 223 صفحۀ 11 در دنیای واقعی معنای آزادی این است که باید تن به تالیف بدهید، حتی اگر داستانتان مفت نیرزد. 0 0 حسین 1404/5/20 معنای زندگی ام رومن گاری 3.5 3 صفحۀ 12 "از من میخواهید کمی از زندگیام بگویم، و تصورتان این است که زندگیای داشتهام، اما چندان به داشتن آن اطمینان ندارم، زیرا فکر میکنم این زندگی است که ما را در اختیار دارد و مالکمان است. آن وقت آدم احساس میکند زندگی کردهاست؛ زندگیای را بهخاطر میآورد که از آن اوست، انگار خودش آن را برگزیده است. شخصا معتقدم انتخاب اندکی در زندگی داشتهام و همواره این تاریخ بوده است که به طور کلی و بهمعنای واقعی کلمه هدایت و به نوعی احاطهام کرده است." 0 4
بریدههای کتاب حسین حسین 2 روز پیش برگردان روایت گونه شاهنامه فردوسی به نثر سیدمحمد دبیرسیاقی 4.5 15 صفحۀ 323 هر آنکه یزدانپرستی پاک باشد باید که دانش را خوار و بیسود نداند خواه بنده باشد یا شهریار. اردشیر بابکان 0 0 حسین 4 روز پیش جزء از کل استیو تولتز 4.1 223 صفحۀ 38 یک بار دختری به من گفت یک چشم کور به سمت پروردگار گرفتهام و باید با دلی سرشار از معنویت در خیابان راه بروم. بهنظر بد نمیآید، ولی چه کار کنم؟ در وجودم نیست. خدایا مرا ببخش. فکر کنم چیزی که برای یک نفر بوتهی شعلهور است برای کسی دیگر آتش خردی بیش نیست. 0 1 حسین 4 روز پیش جزء از کل استیو تولتز 4.1 223 صفحۀ 37 تمام دستهایی را دیدم که به خیال خداحافظی با یک دوست، برای غریبهای تکان خورده بودند. تمام چشمکهایی را دیدم که میخواستند به کسی بفهمانند توهینشان شوخییی بیش نبوده. تمام مردانی را دیدم که پیش از ادرار کردن نشیمن توالت را پاک میکنند، نه بعد از آن. ... تمام رانندههای آمبولانسی را دیدم که در ترافیک گیر کرده بودند و آرزو میکردند کاش یک مریض روبهموت روی صندلی عقبشان بود. تمام بودایی.هایی دا دیدم که عنکبوتهایی که نکشته بودند نیششان میزدند. تمام مگسهایی را دیدم که روی توریها بیهدف جفتگیری میکردند و تمام ککهایی که خندهکنان از حیوانات خانگی سواری میگرفتند. تمام آدمهای تنهایی را دیدم که از گربهی خودشان وحشت دارند. تمام کالسکههای بچه را دیدم و هرکس که میگوید تمام بچهها بانمک هستند، بچههایی که من دیدهام را ندیدهاست. تمام مراسم ختم را دیدم و تمتم آشنایان مردگان را که خوشحال بودند از اینکه از محل کارشان دررفتهاند. تمام ستونهای طالعبینی را دیدم که پیشبینی میکردند امروز یکدوازدهم جمعیت زمین یکی از آشنایان را ملاقات خواهند کرد که به قصد پول قرض کردن سراغشان آمده. ... 0 1 حسین 4 روز پیش جزء از کل استیو تولتز 4.1 223 صفحۀ 15 رهایی در این است که شبیه دیوانهها باشی. 1 51 حسین 4 روز پیش جزء از کل استیو تولتز 4.1 223 صفحۀ 11 در دنیای واقعی معنای آزادی این است که باید تن به تالیف بدهید، حتی اگر داستانتان مفت نیرزد. 0 0 حسین 1404/5/20 معنای زندگی ام رومن گاری 3.5 3 صفحۀ 12 "از من میخواهید کمی از زندگیام بگویم، و تصورتان این است که زندگیای داشتهام، اما چندان به داشتن آن اطمینان ندارم، زیرا فکر میکنم این زندگی است که ما را در اختیار دارد و مالکمان است. آن وقت آدم احساس میکند زندگی کردهاست؛ زندگیای را بهخاطر میآورد که از آن اوست، انگار خودش آن را برگزیده است. شخصا معتقدم انتخاب اندکی در زندگی داشتهام و همواره این تاریخ بوده است که به طور کلی و بهمعنای واقعی کلمه هدایت و به نوعی احاطهام کرده است." 0 4