بریده‌ای از کتاب استاد: صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی اثر محمدجواد میری

بریدۀ کتاب

صفحۀ 93

وقتی به حرم امیرالمؤمنین(ع) می‌رفت، حتما مقید بود زیارتی بخواند. آن روز که به حرم رفتیم، دیدم بدون خواندن زیارت، دارد از حرم خارج می‌شود. پرسیدم:«چرا امروز اینقدر زود برگشتید؟!» گفت:«در حرم کسی را دیدم که می‌دانم نسبت به من بغض و کینه‌ای در دل دارد. ترسیدم مرا ببیند و این کینه دوباره در دلش زده شود و در نتیجه، اعمال خوبش از بین برود.»

وقتی به حرم امیرالمؤمنین(ع) می‌رفت، حتما مقید بود زیارتی بخواند. آن روز که به حرم رفتیم، دیدم بدون خواندن زیارت، دارد از حرم خارج می‌شود. پرسیدم:«چرا امروز اینقدر زود برگشتید؟!» گفت:«در حرم کسی را دیدم که می‌دانم نسبت به من بغض و کینه‌ای در دل دارد. ترسیدم مرا ببیند و این کینه دوباره در دلش زده شود و در نتیجه، اعمال خوبش از بین برود.»

38

8

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.