بریده‌ای از کتاب رقیب‌های ازلی اثر ربکا راس

ماریآن

ماریآن

6 روز پیش

بریدۀ کتاب

صفحۀ 409

کیت عزیزم من هیچوقت بهت نگفتم چقدر صبح‌هایی که باهم میدویدیم را دوست داشتم هیچوقت بهت نگفتم چقدر عاشق شنیدن اسمم از دهانت بودم هیچوقت بهت نگفتم چند بار نامه هایت را از اول خواندم هیچوقت بهت نگفتم تو برای من دنیایی هستی که دلم می‌خواهد واژه های بیشتری از تو بخوانم من هیچوقت بهت نگفتم چقدر عاشقت خستم، و بیش از همه بابت این پشیمانم.

کیت عزیزم من هیچوقت بهت نگفتم چقدر صبح‌هایی که باهم میدویدیم را دوست داشتم هیچوقت بهت نگفتم چقدر عاشق شنیدن اسمم از دهانت بودم هیچوقت بهت نگفتم چند بار نامه هایت را از اول خواندم هیچوقت بهت نگفتم تو برای من دنیایی هستی که دلم می‌خواهد واژه های بیشتری از تو بخوانم من هیچوقت بهت نگفتم چقدر عاشقت خستم، و بیش از همه بابت این پشیمانم.

2

0

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.