بریده‌ای از کتاب داس مرگ؛ ‏‫ابر تندر‮‬‏‫ اثر نیل شوسترمن

وایولت

وایولت

1404/4/31

بریدۀ کتاب

صفحۀ 385

اطرافیانش مثل موش پا به فرار گذاشتند اما گدارد نزدیکترینشان را گرفت. یک زن. برایش اهمیتی نداشت این زن کیست و نقشش در این جهان چیست و آیا برای دنیا مفید است یا نه. او برای گدارد تنها یک چیز بود. پالتوی کلفتی به تن داشت اما تیغه بدون اینکه با مقاومت چندانی رو‌به‌رو شود از آن گذشت. زن به زمین افتاد و جیغش نیمه‌کاره ماند.

اطرافیانش مثل موش پا به فرار گذاشتند اما گدارد نزدیکترینشان را گرفت. یک زن. برایش اهمیتی نداشت این زن کیست و نقشش در این جهان چیست و آیا برای دنیا مفید است یا نه. او برای گدارد تنها یک چیز بود. پالتوی کلفتی به تن داشت اما تیغه بدون اینکه با مقاومت چندانی رو‌به‌رو شود از آن گذشت. زن به زمین افتاد و جیغش نیمه‌کاره ماند.

18

3

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.