بریده‌ای از کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ اثر جی. کی. رولینگ

بریدۀ کتاب

صفحۀ 257

تصویرهای نصفه نیمه‌ای در ذهنش به سرعت روی هم می‌آمدند: سیریوس در آن پرده فرو می‌رفت؛ دامبلدور، در هم شکسته، در هوا معلق بود؛ پرتوی از نور سبز رنگی با صدای مادرش همراه می‌شد که رحم می‌طلبید... هری گفت: - پدر و مادرها نباید بچه‌هاشونو رها کنند، مگر این که چاره‌ی دیگه‌ای نداشته باشند.

تصویرهای نصفه نیمه‌ای در ذهنش به سرعت روی هم می‌آمدند: سیریوس در آن پرده فرو می‌رفت؛ دامبلدور، در هم شکسته، در هوا معلق بود؛ پرتوی از نور سبز رنگی با صدای مادرش همراه می‌شد که رحم می‌طلبید... هری گفت: - پدر و مادرها نباید بچه‌هاشونو رها کنند، مگر این که چاره‌ی دیگه‌ای نداشته باشند.

4

0

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.