بریدۀ کتاب

مهنا

1403/3/7

عزرائیل: کهنه سرباز
بریدۀ کتاب

صفحۀ 290

شاید این مهم ترین تفاوت بین نسل من و تو باشه. برای نسل من کار نشد نداشته و نداره. یه جوون لاغر که ريشش کامل در نیومده بود، روی کاغذ نوشت: " باید با خود جرئت داد، ما می توانیم." ماهم تونستیم. خرمشهر رو آزاد کزدیم، از اروند رد شدیم و توی تمام قله های غرب و شمال غرب کاری کردیم که وقتی اسممون می‌اومد، گنده های ارتش بعث خودشون رو خیس می‌کردن. نشد تو کارم نبوده و نیست. هدف مشخصی داشتم و باید پیگیری هم می‌کردم.

شاید این مهم ترین تفاوت بین نسل من و تو باشه. برای نسل من کار نشد نداشته و نداره. یه جوون لاغر که ريشش کامل در نیومده بود، روی کاغذ نوشت: " باید با خود جرئت داد، ما می توانیم." ماهم تونستیم. خرمشهر رو آزاد کزدیم، از اروند رد شدیم و توی تمام قله های غرب و شمال غرب کاری کردیم که وقتی اسممون می‌اومد، گنده های ارتش بعث خودشون رو خیس می‌کردن. نشد تو کارم نبوده و نیست. هدف مشخصی داشتم و باید پیگیری هم می‌کردم.

3

1

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.