بریدهای از کتاب صدای آرچر اثر میا شریدن
1404/4/21
صفحۀ 372
حالا،با وجود تمام شلوغی ها و مشغله های زندگی،با وجود شغل من و تجارت کترینگ بری،هرشب پیش از آنکه به خواب بروم،به خود یادآوری میکنم که بهسوی همسرم برگردم و بی صدا بگویم:فقط تو،همیشه فقط تو. بعد عشقش به آهستگی مرا دربر میگیرد،تصرف میکند،نگاه میدارد و به یادم میآورد که بلند ترین واژه ها آنهایی هستند که ما زندگیشان میکنیم.
حالا،با وجود تمام شلوغی ها و مشغله های زندگی،با وجود شغل من و تجارت کترینگ بری،هرشب پیش از آنکه به خواب بروم،به خود یادآوری میکنم که بهسوی همسرم برگردم و بی صدا بگویم:فقط تو،همیشه فقط تو. بعد عشقش به آهستگی مرا دربر میگیرد،تصرف میکند،نگاه میدارد و به یادم میآورد که بلند ترین واژه ها آنهایی هستند که ما زندگیشان میکنیم.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.