بریدهای از کتاب حومه ی سکوت اثر مریم عزیزی
1404/5/17
صفحۀ 277
آبتین،دو سه گامی جلوتر حرکت کرد.قدم هایش مصمم و استوار بودند. گهگاه به اطراف دقیق می شد و دوباره به حرکت ادامه می داد.حرفی نمی زد.گویی هر مکث کوتاهی ممکن بود او را از پیشروی به سمت هدفش باز دارد؛به زبان آوردن هر کلمه هی،هر وقفه ای، هر چرخشی،هر توقفی.
آبتین،دو سه گامی جلوتر حرکت کرد.قدم هایش مصمم و استوار بودند. گهگاه به اطراف دقیق می شد و دوباره به حرکت ادامه می داد.حرفی نمی زد.گویی هر مکث کوتاهی ممکن بود او را از پیشروی به سمت هدفش باز دارد؛به زبان آوردن هر کلمه هی،هر وقفه ای، هر چرخشی،هر توقفی.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.