بریدهای از کتاب سقوط در چهلمین پرواز اثر یدالله شریفی راد
1404/5/11
صفحۀ 168
صبحانه که تمام شد، همه رفتند بیرون اتاق. و من زیر پتو دراز کشیدم که کاک محمد و کاک جبار [از پیشمرگان کرد عراق] وارد شدند. هرچه خواسته بودم، تهیه کرده بودند. ... آنقدر خوشحال شده که نمیدانستم به چه زبانی از کاک محمد تشکر کنم. - امیدوارم بتوانم روزی جبران این محبت را بکنم. - ما برای عوض، کاری نمیکنیم. هرکس در راه وطن و استقلال میهنش از دست ابرقدرتها مبارزه میکند، ما برایش ارزش قائلیم و به او احترام میگذاریم و وظیفه خود میدانیم که در حد امکانمان به او خدمت کنیم.
صبحانه که تمام شد، همه رفتند بیرون اتاق. و من زیر پتو دراز کشیدم که کاک محمد و کاک جبار [از پیشمرگان کرد عراق] وارد شدند. هرچه خواسته بودم، تهیه کرده بودند. ... آنقدر خوشحال شده که نمیدانستم به چه زبانی از کاک محمد تشکر کنم. - امیدوارم بتوانم روزی جبران این محبت را بکنم. - ما برای عوض، کاری نمیکنیم. هرکس در راه وطن و استقلال میهنش از دست ابرقدرتها مبارزه میکند، ما برایش ارزش قائلیم و به او احترام میگذاریم و وظیفه خود میدانیم که در حد امکانمان به او خدمت کنیم.
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.