بریده‌ای از کتاب سلول های بهاری اثر بهنام باقری

بریدۀ کتاب

صفحۀ 378

قصه ای که همیشه این طور شروع می شد: یکی بود و یکی نبود ؛غیر از خدا هیچ کس نبود ؛هرکی بنده خداست بگه یا خدا من هم می گفتم ((یاخدا))و اصل داستان شروع میشد

قصه ای که همیشه این طور شروع می شد: یکی بود و یکی نبود ؛غیر از خدا هیچ کس نبود ؛هرکی بنده خداست بگه یا خدا من هم می گفتم ((یاخدا))و اصل داستان شروع میشد

5

2

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.