بریده‌ای از کتاب سقوط اثر آلبر کامو

بریدۀ کتاب

صفحۀ 93

محکوم همه روزه به علت بی حرکتی اجباری ، بدنش کرخت می شد و پاهایش به خواب می رفتند و پی می بردم مجرم است و بی گناهی در این است که آدم بتواند دست و پاهایش را شادمانه دراز کند و کش و قوس بدهد.

محکوم همه روزه به علت بی حرکتی اجباری ، بدنش کرخت می شد و پاهایش به خواب می رفتند و پی می بردم مجرم است و بی گناهی در این است که آدم بتواند دست و پاهایش را شادمانه دراز کند و کش و قوس بدهد.

3

6

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.