بریدهای از کتاب قهوهی سرد آقای نویسنده اثر روزبه معین
1404/5/19
صفحۀ 212
فهمیدم بزرگترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم ، تو هیچوقت نمیتونی با کسی که بد جور زخمیش کردی دوست باشی .
فهمیدم بزرگترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم ، تو هیچوقت نمیتونی با کسی که بد جور زخمیش کردی دوست باشی .
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.