بریدهای از کتاب فلورا و اولیس اثر کیت دی کامیلو
1402/4/11
صفحۀ 214
هیچوقت هوشمندی لازم را نداشتم. باید بگویم هیچوقت حتی به طور تصادفی نتوانستم در مسیر اصلی باشم و همیشه همهچیز از جایی که هیچ نشانی ازش نداشتهام سر راهم قرار گرفته. مادرم میگوید به خاطر این است که به جای زندگی در دنیای واقعی، در ذهنم زندگی میکنم. می خواهم ازت بپرسم: مگر همه در ذهنشان زندگی نمیکنند؟ باید کجا زندگی کنیم؟ هستی یعنی ذهنهای ما. قبول داری، فلورا بل؟
هیچوقت هوشمندی لازم را نداشتم. باید بگویم هیچوقت حتی به طور تصادفی نتوانستم در مسیر اصلی باشم و همیشه همهچیز از جایی که هیچ نشانی ازش نداشتهام سر راهم قرار گرفته. مادرم میگوید به خاطر این است که به جای زندگی در دنیای واقعی، در ذهنم زندگی میکنم. می خواهم ازت بپرسم: مگر همه در ذهنشان زندگی نمیکنند؟ باید کجا زندگی کنیم؟ هستی یعنی ذهنهای ما. قبول داری، فلورا بل؟
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.