بریدهای از کتاب ترجمان الاشواق اثر محمدبن علی ابن عربی
1404/4/13
صفحۀ 27
قصیده شماره ۲۷: لَهَا طَلَعَاتٌ تُشْعِلُ النَّارَ فِي الْقُلُوبِ * وَتَجْلُو بِهَا عَنْ كُلِّ قَلبٍ ظُلَمَاتُهُ وَمَا هِيَ إِلَّا نُورُهَا فِي تَجَلِّيَاتِهَا * تَشُقُّ سُجُوفَ الْغَيْبِ حَتَّى تَبِينُ. ترجمه: او طلوعهایی دارد که آتش در دلها میافروزد، و تاریکیهای هر قلبی را با آن میزداید، و آن جز نور او در تجلیاتش نیست که پردههای غیب را میدرد تا آشکار شود. شرح مفصل: طلعات (طلوعها): طلوع در اینجا به تجلیات الهی اشاره دارد. خداوند در عرفان ابن عربی از طریق صفات و اسماء خود در قلب عارف تجلی میکند، مانند طلوع خورشید که تاریکی را میزداید. تشعل النار فی القلوب (آتش در دلها میافروزد): این آتش، شعله عشق الهی است که قلب عارف را از سردی و بیتفاوتی جدا میکند و او را به سوی معرفت سوق میدهد. تجلو ظلماته (تاریکیهای قلب را میزداید): تجلی الهی، مانند نوری است که جهل، گناه و حجابهای نفس را از قلب عارف پاک میکند. این مفهوم با آیه قرآنی «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» همخوانی دارد. نورها فی تجلیاتها (نور او در تجلیاتش): ابن عربی به نظریه تجلیات الهی باور دارد. نور الهی در مراتب مختلف وجود ظاهر میشود و عارف با شهود این نور، به حقیقت نزدیکتر میشود. تشق سجوف الغیب (پردههای غیب را میدرد): این عبارت به کشف و شهود عرفانی اشاره دارد که عارف از طریق آن به اسرار الهی دست مییابد و پردههای غیب (جهان نادیدنی) برای او کنار میرود. پیوند با وحدت وجود: این بیت، یکی از زیباترین توصیفات ابن عربی از تجلی الهی است که قلب عارف را به صحنه ظهور نور خدا تبدیل میکند. عارف در این حالت، وحدت را در کثرت میبیند و به حقیقت وجود نزدیک میشود.
قصیده شماره ۲۷: لَهَا طَلَعَاتٌ تُشْعِلُ النَّارَ فِي الْقُلُوبِ * وَتَجْلُو بِهَا عَنْ كُلِّ قَلبٍ ظُلَمَاتُهُ وَمَا هِيَ إِلَّا نُورُهَا فِي تَجَلِّيَاتِهَا * تَشُقُّ سُجُوفَ الْغَيْبِ حَتَّى تَبِينُ. ترجمه: او طلوعهایی دارد که آتش در دلها میافروزد، و تاریکیهای هر قلبی را با آن میزداید، و آن جز نور او در تجلیاتش نیست که پردههای غیب را میدرد تا آشکار شود. شرح مفصل: طلعات (طلوعها): طلوع در اینجا به تجلیات الهی اشاره دارد. خداوند در عرفان ابن عربی از طریق صفات و اسماء خود در قلب عارف تجلی میکند، مانند طلوع خورشید که تاریکی را میزداید. تشعل النار فی القلوب (آتش در دلها میافروزد): این آتش، شعله عشق الهی است که قلب عارف را از سردی و بیتفاوتی جدا میکند و او را به سوی معرفت سوق میدهد. تجلو ظلماته (تاریکیهای قلب را میزداید): تجلی الهی، مانند نوری است که جهل، گناه و حجابهای نفس را از قلب عارف پاک میکند. این مفهوم با آیه قرآنی «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» همخوانی دارد. نورها فی تجلیاتها (نور او در تجلیاتش): ابن عربی به نظریه تجلیات الهی باور دارد. نور الهی در مراتب مختلف وجود ظاهر میشود و عارف با شهود این نور، به حقیقت نزدیکتر میشود. تشق سجوف الغیب (پردههای غیب را میدرد): این عبارت به کشف و شهود عرفانی اشاره دارد که عارف از طریق آن به اسرار الهی دست مییابد و پردههای غیب (جهان نادیدنی) برای او کنار میرود. پیوند با وحدت وجود: این بیت، یکی از زیباترین توصیفات ابن عربی از تجلی الهی است که قلب عارف را به صحنه ظهور نور خدا تبدیل میکند. عارف در این حالت، وحدت را در کثرت میبیند و به حقیقت وجود نزدیک میشود.
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.