بریدهای از کتاب در جبهه غرب خبری نیست اثر اریش ماریا رمارک
دیروز
صفحۀ 37
از آسمان و زمین، به خصوص از زمین، نیروهای حیاتی به سویمان جریان دارد. زمین برای هیچکس به اندازه سرباز معنا ندارد. وقتی سرباز خود را در آغوش آن پناه میدهد، وقتی چهره و اندامش را از ترسِ ترکشها در آن پنهان میکند، زمین تنها یاور، برادر و مادر اوست. سرباز وحشت و اشکهایش را در سکوت و امنیت زمین پنهان میکند، زمین به سرباز پناه میدهد و برای ده ثانیه رهایش میکند تا زندگی کند، بدود. ده ثانیه زندگی. دوباره او را پذیرا میشود و گاه برای همیشه.
از آسمان و زمین، به خصوص از زمین، نیروهای حیاتی به سویمان جریان دارد. زمین برای هیچکس به اندازه سرباز معنا ندارد. وقتی سرباز خود را در آغوش آن پناه میدهد، وقتی چهره و اندامش را از ترسِ ترکشها در آن پنهان میکند، زمین تنها یاور، برادر و مادر اوست. سرباز وحشت و اشکهایش را در سکوت و امنیت زمین پنهان میکند، زمین به سرباز پناه میدهد و برای ده ثانیه رهایش میکند تا زندگی کند، بدود. ده ثانیه زندگی. دوباره او را پذیرا میشود و گاه برای همیشه.
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.