بریده‌ای از کتاب سر بر دامن ماه اثر فاطمه دولتی

بریدۀ کتاب

صفحۀ 191

آرام زمزمه میکنم:« فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ» اشک چون باران می‌بارد از چشمانم به خاک، و مشامم پر می‌شود از عطر آشنا. به آرامی سر بر میدارم و فانوس کنار دستم را بالا میگیرم. او را میبینم، سیاهی و درشتی چشمانش را، ابروان کمانی و مشکی اش را که شبیه‌ترین است به ابن‌الرضا.

آرام زمزمه میکنم:« فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ» اشک چون باران می‌بارد از چشمانم به خاک، و مشامم پر می‌شود از عطر آشنا. به آرامی سر بر میدارم و فانوس کنار دستم را بالا میگیرم. او را میبینم، سیاهی و درشتی چشمانش را، ابروان کمانی و مشکی اش را که شبیه‌ترین است به ابن‌الرضا.

13

0

(0/1000)

نظرات

Salma khosrvi

Salma khosrvi

1404/4/27

چه قشنگ 

0