بریده‌ای از کتاب سیاه خون اثر کورنلیا فونکه

بریدۀ کتاب

صفحۀ 186

پتو را می‌دید، ولی این آغوش پسرک بود که او را دربر می‌گرفت و گرمش می‌کرد.

پتو را می‌دید، ولی این آغوش پسرک بود که او را دربر می‌گرفت و گرمش می‌کرد.

68

15

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.