این داستان راجب به دختری است که تمام سرنوشت و هدفش را در دویدن میبیند
اما اتفاقی وحشتناک باعث قطع یکی از پاهایش میشود و حالا او باید با این دریای خروشان و بهم ریخته ی سرنوشتش با قایق چوبی کوچکی پارو بزند و عبور کند
اما هیچ وقت نباید امید را فراموش کرد قطعا ستاره های شب همیشه در اسمان نخواهند بود و خورشید و ابر به زودی جایشان را خواهند گرفت
و جرقه ای تمام قصه را تغییر خواهد داد