معرفی کتاب تئاتر و همزادش اثر آنتونن آرتو مترجم نسرین دخت خطاط

تئاتر و همزادش

تئاتر و همزادش

آنتونن آرتو و 2 نفر دیگر
3.0
1 نفر |
1 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

0

خوانده‌ام

4

خواهم خواند

0

ناشر
قطره
شابک
9789643413033
تعداد صفحات
200
تاریخ انتشار
1398/10/4

توضیحات

        
اهمیت و شهرت این کتاب حیرت انگیز تنها به این علت نیست که دنیای تئاتر را منقلب و دگرگون کرد.«تئاتر و همزادش»فراسوی یک بیانیه در مورد تئاتر بینشی عمیق و فلسفی نسبت به زندگی و انسان است.آنتونن آرتو را نیچه ی دنیای تئاتر می دانند.وی از تبار هنرمندان و عصیاگر شوریده ای چون رمبو و وان گوگ است که از فضای مسموم و آلوده ی محیط و اجتماع خود در رنج بود ودر طلب هوای تازه و هنری نو تا مرز جنون پیش رفت.آرتور در این کتاب،تئاتری را که تنها مایه ی تفریح وسرگرمی تماشاگر باشد محکوم میکند وبه جست و جوی نمایش خالص و ناب میرود که از تمامی امکانات صحنه بهره گیرد و به کمک ابزار فراز بانی مانند موسیقی،نور،حرکات و اشارات،به ناخودآگاه تماشاگر را یابد،نیروهای شگفت انگیز درونی اش را فراخواند،عصیانی در وجودش برانگیزد تا سرانجام او را به نوعی رهیدگی و پالایش رهنمون گردد.به همین جهت با شدت به تئاتر روان شناختی غرب که نمایش را به اسارت متن مولف کارگردان می افزاید آرتو در جست و جوی گوهره ی ناب تئاتر به سوی تراژدی باستان،نمایش های مذهبی قرون وسطی و تئاتر مشرق زمین باز میگردد.

      

یادداشت‌ها

تئاتر، جیغ
          تئاتر، جیغ و طاعون

آنتونن آرتو در سال ۱۹۳۳ طی یک سخنرانی با عنوان «تئاتر و طاعون» در دانشگاه سوربن، پس از آنکه متوجه شد که حضار از حرف‌هایش سر درنمی‌آورند، از کوره در رفت و کوشید که با جیغ زدن و فریاد کشیدن نمونه‌ای از تئاتر قساوت را اجرا کند. آنائیس نینِ رمان‌نویس که در آن جلسه حضور داشت، بعدها اجرای آرتو را چنین توصیف کرد: «اضطراب چهره‌اش را از شکل انداخت، چنان‌که می‌توانستی عرق ریختن‌اش را ــ که موهایش را مرطوب می‌کرد ــ ببینی. چشم‌هایش گشاد شد، عضلاتش شل شد، و انگشت‌های دستش می‌کوشیدند تا انعطاف‌پذیری خود را حفظ کنند. حرکاتش باعث می‌شد که احساس کنی گلویت می‌سوزد، درد داری، تب و دل‌آشوب. [آرتو] عذاب می‌کشید. جیغ می‌زد. هذیان می‌گفت. در حال اجرای مرگ خودش بود، تصلیب خودش.»

آرتو دلبسته‌ی بافت و مدولاسیون و طنین شنیداری جیغ زدن در اجرای تئاتر بود. به‌واقع مزیت تئاتر قساوت را آنطور تصور می‌کرد که در آن نیروی بالقوهٔ جیغ در متزلزل کردن استبدادِ گفتار و تبدیل صدا به نیرویی ازلی، به مرحله‌ی ممکن شدن برسد. به‌قول میشل روبین، تئاتر قساوت چنین بود: «بیرون کشیدن دل و روده‌ی بدن و خلق یک بدن صوتی جدید که از حدگذاری‌های گوشت و پوست رها شده.» آرتو گمان می‌کرد که معماری صوتی جیغ در پیوند با مفهوم بدن بدون اندام قرار دارد که آن هم اتفاقاً محصول ذهن خودش بود. یعنی بُعد جدیدی از بدن که در برابر هر نوع سازماندهی ارگانیستی مقاومت می‌کند و زبان مفصل‌بندی نشده‌ی آن بیشتر به زوزه کشیدن شبیه است تا به زبانی که مفاهیم مشخص را منتقل می‌کند: «بدن بدون اندام در وضعیتی‌ست که بدن از اندام‌ها به تنگ آمده و می‌خواهد آن‌ها را دور بریزد یا از دست بدهد. یک حرکت دسته‌جمعی طویل و کشیده.»
در هر حال، کتاب تئاتر و همزادش بیانیه‌ای درباره‌ی «این بدن» است. درباره‌ی تئاتر قساوت و مهم‌تر از اینها، بینشی‌ست عمیق در پیوند با زندگی و با انسان.
        

0