معرفی کتاب به وقت بهشت اثر نرگس جورابچیان

در حال خواندن
0
خواندهام
13
خواهم خواند
0
توضیحات
تلفن چندبار زنگ می خورد. دوشاخه را از پریز می کشم و به سفره روبه رویم نگاه می کنم. سیب و ساعت و آینه و قرآن سرکه و سماق هم داشتم اما بو می داد. به حافظ توی کتابخانه نگاه می کنم و از یوسف گمگشته و باز آمدنش حرصم می گیرد. زل می زنم به تلویزیون که شمارش معکوس می دهد و از جایم جم نمی خورم. توپ می ترکانند و سال جدید آغاز می شود، روی گونه هایم دو جاده گرم باز می شود. سال گذشته مثل فیلم جلوی چشمم می آید. آمدنت، خندیدنت، نگاه کردنت، اولین بوسه، اولین گل، روز نامزدی، و می روی، به دور و برم نگاه می کنم. هیچ صدایی نیست. در و دیوار به طرز تهدید کننده ای بلند شده اند انگار که می خواهند روی سرم خراب شوند. زانوهایم را بغل می کنم و در خودم مچاله می شوم. یک سال تنهایی شروع شد.
بریدۀ کتابهای مرتبط به به وقت بهشت
یادداشتها