معرفی کتاب سرگذشت دون ژوان اثر دومینیک راون مترجم ذبیح الله منصوری

سرگذشت دون ژوان

سرگذشت دون ژوان

دومینیک راون و 2 نفر دیگر
4.0
2 نفر |
1 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

0

خوانده‌ام

4

خواهم خواند

2

ناشر
نگاه
شابک
9786222673642
تعداد صفحات
362
تاریخ انتشار
1401/1/2

توضیحات

کتاب سرگذشت دون ژوان، نویسنده دومینیک راون.

لیست‌های مرتبط به سرگذشت دون ژوان

Infinity

Infinity

1404/3/31

فرزند نیلعشق صدر اعظمکنیز ملکه مصر

کتاب های ترجمه ذبیح الله منصوری

71 کتاب

ذبیح‌الله حکیم‌الهی دشتی (۱۲۷۸ – ۱۹ خرداد ۱۳۶۵) از پرکارترین مترجمان تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران، روزنامه‌نگار، نویسنده بود او در مدرسهٔ آلیانس سنندج که فرانسوی‌ها آن را اداره می‌کردند شروع به درس خواندن کرد؛ پس از چندی با مأموریت پدر در کرمانشاه به آن شهر رفت و زبان فرانسه را نزد پزشکی که این زبان را به‌خوبی می‌دانست فراگرفت. او در بازگشت به تهران و درگذشت پدر، عهده‌دار مخارج خانواده شد و به ناچار از تحصیل دست کشید. در سال ۱۳۰۱ شمسی همزمان با تأسیس روزنامه کوشش با سمت مترجم داستان و مقاله و مطالب علمی در آن روزنامه شروع به کار کرد. در سال ۱۳۰۶ در حالی که در روزنامه کوشش کار می‌کرد، با روزنامه اطلاعات نیز شروع به همکاری کرد که مدت‌ها ادامه یافت و از آغاز انتشار روزنامه کیهان هم به مدت شش سال، چندین کتاب برای این روزنامه ترجمه کرد که همه به صورت پاورقی به چاپ می‌رسید. بعدها با روزنامه ایران ما، روزنامه داد، مجله خواندنی‌ها، روزنامه باختر، روزنامه اختر امروز، مجلهٔ ترقی، مجلهٔ تهران مصور، مجلهٔ روشنفکر، مجلهٔ سپید و سیاه، مجلهٔ امید ایران، روزنامه پست تهران و سرانجام مجله دانستنی‌ها همکاری داشت. او دیر ازدواج کرد و دارای یک دختر و یک پسر شد. مادرش از خانوادهٔ علماء و روحانیون شهر سنندج بود. در سال ۱۲۹۹ وقتی به تهران آمد می‌خواست در رشتهٔ دریانوردی تحصیل کند ولی در روزنامهٔ کوشش به ترجمهٔ چند کتاب پرداخت و از آن به بعد به نوشتن اشتغال یافت. گفته می‌شود او حدود ۱۲۰۰ عنوان داستان و مقاله و کتاب نوشته است. وی در طول عمر خود به کشورهایی نظیر هند، شوروی و چندین کشور اروپایی سفر کرد. ذبیح‌الله منصوری در ۱۹ خرداد ۱۳۶۵ در بیمارستان شریعتی در ۸۷ سالگی درگذشت. منصوری بیشتر از۶۰ سال نوشت و ترجمه کرد. میخوام همه کتاب هاشونو بخونم چون با سینوهه با این مترجم آشنا شدم به سبک ترجمه هاشون که عموما رمان تاریخی هست علاقه دارم

12

یادداشت‌ها

          بسم الله الرحمن الرحیم

این کتاب پسند من نبود ، بهشم سه ستاره بیشتر نمیدم .
( بقیه یادداشت رو اختصاص میدم به لو دادن داستان، پس اگر علاقه‌ی ندارید رد شید.)








خب به نام نامی یزدان، از بین چندتا کتابی که ترجمه منصوری بود من دون ژوان رو برگزیدم از میان باقی خوبان. که کاش نمی گزیدم.🙄😂
اولای داستان ( ۵۰ ص اول) یه پسر دست گل مامانی داشتیم که یهو از این رو به این رو شد( برق سه فاز می گرفتش هم نباید اینطور عوض می‌شد ) پسر قصه ما که از مکنت و حشمت چیزی کم نداره ( در زیبایی هم روی هر چی پری زیباروئه رو کم کرده)تصمیم میگیره زندگیش رو وقف کارهای بد بد و استغفرالله‌ی بکنه( این‌گونه بود که کبری تصمیم بزرگی گرفت)
از سن ۱۶ سالگی تا ۱۸ سالگی این پسر زنی نبود که باهاش دم نزنه،عاشقش نکنه و بعد ولش نکنه. شاید فکر کنید مرض داره و باید بگم بله مرض داشت.
دون ژوان به تعریف ساده  به مردانی که خواهان داشتن روابط جنسی و عاطفی با زنان مختلف هستند  گفته میشه( اسم این بیماری از روی این شخصیت گذاشته شده) .
ایا فقط میلش به زنان بود ؟ 
باید بگم این پسر جنون کشتن هم داشت، کشتن برای بی عفت کردن زنان شوهر دار و دختران عفیف.
کلا راحت ادم میکشت، شاید ما اینقدر راخت اب نخوریم که این ادم می‌کشت  و کلا شما در فصل دوم عاقبت این پسر نازنین رو متوجه می‌شید چون زندگیش بر اساس نمایشنامه‌ای که باعث اون تصمیم درخشانش شد ،پیش رفت.

خیلیییییی دلم میخواست اخرش با ذلت و خواری بمیره اما متاسفانه قدیس وار مرد😒
اصلا هم مایه عبرت همگان( خودم رو میگم) نشد.

پ‌ن¹: ترجمه روون و خوب بود، اینکه از متن اصلی داستان چیزی کم یا چیزی اضافه شده بنده بی خبرم ولی حس میکنم که یکی از این دوتا اتفاق افتاده، چون از منصوری عزیز بر میاد این کارا.

پ‌ن²: اشکالات نگارشی و ویراستاری و کادر بندی صفحه زیاد داشت،مسئولین رسیدگی کنن
پ‌ن³: داستانش متوسط بود توصیه‌ش نمی کنم.
پ‌ن⁴:نقش تربیت خیلی مهمه دوستان، مثلا نباید مثل پدر مادر دون ژوان زاری کنید،بلکه باید با ترکه انار همچین پسر عیاشی رو فلک کرد تا از کارای بدش عبرت بگیره،نکه براش از خدا طلب بخشش کنید و گنداشو لاپوشونی کنید
پ‌ن⁵: پایانش رو به این دلیل نپسندیدم که نویسنده به ژوان فرصت داد کاراشو اصلاح کنه، در حالی که خود ژوان به هیچ کس فرصت نمیداد‌ و در هم کارشون رو می ساخت.

پ‌ن⁶:یه چی دیگه میخواستم اضافه کنم فعلا از ذهنم پرید،انشالله بعدا اضافه‌ش میکنم.
        

16